درصحن: سرکوب در نظام های غیردموکراتیک به عهده نیروهای همیشه در خدمت است. عناصری که برای حفظ موجودیت سیستم، نه تنها از توسل به قوه قهریه، ابایی ندارند، بلکه قدرت شان از بی پروایی در اعمال خشونت حاصل می شود. مجتبی ذوالنوری نماینده قم در مجلس دهم را می توان چرخی از چرخ های ماشین سرکوب سیستم امنیتی ایران بر شمرد. یک نظامی مطیع، در لباس روحانیت و یک سردار بی درجه. او در خشونت کلامی به حدی بی پرواست که صدای مقام مافوق را نیز در آورده است. رهبر ایران به عنوان فرمانده ارشد نیروهای مسلح،‌ در جمع کارگزاران نظام او را مورد عتاب قرار داده و می گوید: «آقای ذوالنور آتش توپخانه شما خیلی شدید است این قدر شدید به مصلحت نیست.» ذوالنور در واکنش با خوشحالی ابراز می کند که از اصل آتش ریختن نهی نشده است.

مجتبی ذوالنوری کیست؟

او متولد ۱۳۴۲ در شهر ملایر و در خانواده ای مذهبی است. تحصیلات حوزوی را از مدارس علمیه بروجرد آغاز و به حوزه علمیه قم منتقل شده است. ذوالنور علاوه بر دروس حوزوی، موفق به دریافت لیسانس زبان انگلیسی از دانشگاه تهران شده و برای ادامه تحصیل در مقطع فوق لیسانس به دانشگاه امام حسین می رود و در رشته علوم دفاعی تحصیل می کند. ذوالنور پس از گذراندن دوره ویژه آموزش فرماندهی و ستاد (دافوس) برای گذراندن مقطع دکترا در رشته مدیریت استراتژیک راهی دانشگاه عالی دفاع ملی می شود. اما او بیش از آنکه به عنوان یک چهره روحانی یا دانشگاهی مطرح باشد، یک نظامی تمام عیار است. یک نظامی که به دلیل پوشیدن لباس روحانیت، از اخذ درجه نظامی محروم مانده و به سردار بی درجه می ماند.

ذوالنوری با آغاز جنگ ایران و عراق،‌ به فعالیت نظامی روی می آورد. او مدت ۸۴ ماه (هفت سال) در جبهه های جنگ حاضر بوده و رهبر ایران به او لوح «فتح» اعطاء کرده است. از ذوالنور به عنوان موسس تیپ ۸۳ امام جعفر صادق یاد می شود. تیپی متشکل از طلاب رزمنده که مقر آن در شهر قم واقع شده است. تیپی که به فرماندهی ذوالنور،‌ پس از پایان جنگ،‌ به مقری برای تندروترین نیروهای سپاه پاسداران تبدیل شده است.  

تشکیل بسیج طلاب از دیگر سوابق نظامی این روحانی راه یافته به مجلس دهم است. ذوالنور همزمان با فرماندهی تیپ ۸۳ امام جعفر صادق،‌ به نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران پیوست. او ابتدا ریاست ستاد و سپس به جانشینی نمایندگی ولی فقیه در سپاه رسید.

ذوالنوری در جریان انتخابات مجلس دهم از جانشینی نمایندگی ولی فقیه در سپاه استعفا کرد و با دریافت حکم بازنشستگی وارد عرصه انتخابات شد و توانست به مجلس دهم راه یابد. او در حالی به مجلس دهم راه یافت که تمام چهره های اصلاح طلب قم رد صلاحیت شدند و آیت الله آشتیانی نماینده وقت قم به نفع اش از کاندیداتوری مجلس انصراف داد تا در لیست مورد حمایت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم قرار گیرد.

ذوالنوری از چهره های شاخص جبهه پایداری و از یاران آیت الله مصباح یزدی است که با حمایت او توانست به مجلس دهم راه یابد. او ماموریت خود را از ابتدای انقلاب، شرکت فعال در دفاع از انقلاب و اسلام ، شرکت فعال در جنگ نرم و سخت و روشنگری، افشاگری، تبیین توطئه و تهاجم گروه‌های دگراندیش، مدعیان اصلاح‌طلبی، منحرف، وابستگان فکری غرب معرفی کرده و مدعی است در دوران هشت ساله اصلاحات، بیش از هشت هزار «۸۰۰۰» جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ در سطح دانشگاه­ ها، حوزه­ های علمیه و در بین اقشار مختلف مردم داشته ­است.

حمله به اضلاع مثلث  «جبهه سازندگی به رهبری هاشمی رفسنجانی»، «جبهه اصلاحات به رهبری محمد خاتمی» و «جنبش سبز به رهبری میرحسین موسوی،» از بزرگترین افتخارات این عنصر سرکوب نظام ولایی است.

در غیاب دیگر چهره های شاخص جبهه پایداری در مجلس دهم، ذوالنوری را می توان رهبر مخالفان دولت و مخالفان برجام در مجلس دهم برشمرد، کسی که در متهم کردن حسن روحانی و دولت او به همدستی با دشمن، هیچ ابایی ندارد. او در پاسخ به طرح روحانی برای اجرای برجام دو،‌ این طرح را طرح دشمن خوانده و می گویدمعتقدم کسانی که از لفظ برجام برای مسائل داخلی استفاده می‌کنند یا با طرح درازمدت دشمن همراه هستند، یا جهل به موضوع و واقعیت‌ها دارند و یا قصدشان القای پیروزی کاذب و فریب مردم است.»

ذوالنوری در پاسخ به پرسشی در خصوص اهدافش از اعلام کاندیداتوری و حضور در مجلس می گوید: «باید همه توان خود را بگذاریم که جریان‌های مختلف مانند فتنه و انحرافی و… کنار بروند و ملاک و شاخص خط ولی فقیه حاکم باشد. ممکن است ۶ ماه بعد جریان دیگری به وجود بیاید. از حالا نمی‌توان گفت که ما می‌خواهیم با چه جریانی مقابله کنیم. هدف این است که از خط ناب ولایت حمایت شود. حالا هر جریانی چه از جریان‌های قدیمی و چه از جریان‌های جدید و حتی محتمل الظهور، بخواهد مقابل این خط قرار بگیرد، لزوم برخورد با آن وجود دارد.»

ذوالنوری در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ از کاندیداتوری جلیلی حمایت می کرد ولی در عین حال بر این باور بود که پیروزی اصولگرایان تنها در ائتلاف ولایتی-قالیباف و جلیلی میسر است.

سوابق اجرایی و مدیریتی

  • معاونت فرهنگی لشکر ۱۰ سید­الشهداء و قرارگاه قدس
  • مسئولیت ستاد ارتباطات فرماندهی تبلیغات جبهه و جنگ
  • تأسیس و فرماندهی تیپ مستقل ۸۳ امام جعفرصادق
  • تشکیل و ساماندهی بسیج طلاب و روحانیون
  • ریاست ستاد نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه پاسداران
  • جانشین نماینده ولی­ فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
  • نماینده قم در مجلس دهم
  • عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم
  • رئیس فراکسیون روحانیون مجلس دهم
  • شاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کل کشور

مشارکت در سرکوب

تیپ ۸۳ امام صادق قم به فرماندهی حجت السلام ذوالنوری، به گواه برخی علمای قم،‌ به عنوان بازوی سرکوب جامعه مدرسین حوزه علمیه قم عمل کرده است. آیت الله آذری قمی در ۲۴ آبان ۱۳۷۶ در بیانیه به صراحت تیپ ۸۳ را به عنوان نهادی امنیتی که تار و پود حوزه را در دست گرفته معرفی می کند در این بیانیه آمده است: «اختلاف بین من و جامعه محترم مدرسین در کیفیت حفظ نظام مقدس اسلامی و مقام رهبری است. آقایان فکر می‌کنند حفظ نظام و مقام ولایت با حکومت پلیسی و جلوگیری از آزادی بیان و کتمان وضع بد اقتصادی مردم از دید داخل و خارج و برخورد زشت با دانشجویان انقلابی و نویسندگان و گویندگان و سایر نیروهای مدافع انقلاب به وسیله زندان و شکنجه و تبعید و تیپ ۸۳ (۵) و سایر نیروهای نظامی و انتظامی و کنترل نوشته‌های تحقیقی و جلوگیری حتی از درس و سخنرانی است؛ ولی من جور دیگر فکر می‌کنم. …امام راحل (قدس سره) معتقد بودند که حوزه علمیه قم و مراجع آن باید بر حکومت اسلامی نظارت داشته باشند، در صورتی که امروز اطلاعات و تیپ ۸۳ تار و پود حوزه را در اختیار گرفته‌اند و هیچیک از مراجع را یارای سخن گفتن نیست.»

آیت الله منتظری نیز در سخنرانی اش که به حصرش منجر شد نیز با بیان جمله ای اعتراضی، اقدامات تیپ ۸۳ را زیر سوال برده و می گوید: «تیپ فلان چه حقی دارد بیاید در قم یک عده بچه راه بیندازد و حوزه را به هم بریزد؟» بعد از این سخنرانی عده ای لباس شخصی به حسینیه آیت الله منتظری حمله کردند و رسما حصر ایشان آغاز شد.

اما علنی ترین نقش ذوالنوری در سرکوب مخالفان زمانی بوقوع پیوست که در بحبوحه جنبش سبز مهدی کروبی به قم سفر کرد. با ورود کروبی به بیت آیت الله صانعی،‌ عده ای لباس شخصی به بیت ایشان حمله کردند. ذوالنوری در بیان این ماجرا بدون اشاره به هویت لباس شخصی ها می گوید: «ملاقات ما در منزل آقای صانعی نبود. وی در منزل صانعی گیر افتاده بود. وقتی خواستند کروبی را نجات دهند دوباره جمعیت حمله کرد، این در حالی بود که از منزل صانعی هم فاصله داشتند و دیگر نمی شد به منزل بازگردند بنابر این به منزل دیگری رفتند. آن روز بنده اتفاقی قم بودم. یک سخنرانی داشتم. وقتی موضوع را فهمیدم گفتم که می‌شود کروبی را دید؟ که جواب مثبت دادند. ساعت ۱۲ شب توانستم به ملاقات وی بروم. ملاقات ما نیز خصوصی و دو نفره بود. مسئولین نظامی، شهری و حتی محافظین هم وارد بحث نشدند، یعنی ما در اتاق دیگری بودیم. حدود ۴ ساعت با کروبی بحث و جدل کردم و بعد از آن هم وی به ادامه بحث رغبت داشت.» ذوالنور در واقع با بیان این خاطره به نقش خود و عوامل اش در حمله به کروبی در قم و به جلسه پرسش و پاسخ با مهدی کروبی که باید آن را بازجویی خواند اعتراف کرده است.

ذوالنوری یک بار دیگر در سال ۱۳۹۴ و در جریان دستگیری جمعی از روزنامه نگاران در مقام جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه از دستگیری روزنامه نگاران توسط سپاه حمایت کرده و می گوید: «دستگیری عوامل موثر در فضای مجازی که رابط جریان اپوزیسیون خارج و ضد انقلاب داخل بودند، کاملا قانونی و با حکم قضایی توسط اطلاعات سپاه انجام شده است.» دستگیری هایی که می تواند با دستور شخص ذوالنور انجام شده باشد چراکه او در آن مقطع جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه بوده و رابطه کاری مستقیمی با اطلاعات سپاه داشته است.

پایگاه منافقین خواندن موسسه نشر آثار آیت الله خمینی

مجتبی ذوالنوری از تندروترین چهره های سیاسی اصولگرا،‌ در حمله به جنبش سبز نه تنها رهبران آن بلکه به بیت آیت الله خمینی نیز حمله کرد. او در سخنانی جنجالی موسسه نشر آثار آیت الله خمینی که توسط نوه اش سید حسن خمینی اداره می شود را پایگاه منافقین خوانده و می گوید: «موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی جایگاه تجمع منافقان امروز شده است. چرا کسانی که در این موسسه هستند در این عرصه از سران آشوب حمایت می کنند؟ وقتی شورای نگهبان صلاحیت لیبرال ها را رد می کند موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی در پشتیبانی از لیبرال ها، رو کردن نامه امام به محتشمی پور وزیر کشور وقت را انکار می کند و وقتی در مقابل فشار عمومی قرار می گیرد ناچار به پذیرش می شود.»

او با حمایت از حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی می گوید: «نظام می‌تواند با سران فتنه برخورد کند اما نظام زمان را در برخورد مؤثر می‌داند البته بعضی از این آقایان که امروز سینه‌چاکی می‌کنند این اقدامات را برای آن انجام می‌دهند تا آنها دستگیر شده و بعد نیز مظلوم‌نمایی کنند. سران فتنه هم اکنون در زندان هستند و زندانبان‌‌ آنها مردم به شمار می‌روند البته نظام در دستگیر نکردن آنها کاملا تدبیر کرده و اجازه داده تا آن افراد به یک مرده سیاسی تبدیل شوند نه اینکه با دستگیری، آنها را به یک قهرمان تبدیل کند. این افراد امروز در بن‌بست هستند و دستگیری آنان باعث بیرون آمدنشان از بن‌بست می‌شود.»

ذوالنوری در حمله به فعالان جنبش سبز، همسران شهید باکری را نیز مورد تهاجم قرار داده و از آنها می پرسد: «اگر همسر شهید مهدی باکری به طرفداری از کاندیدایی فریاد بلند می‌کند، چرا می‌گوید، همسر شهید مهدی باکری و چرا نمی‌گوید، همسر دوم علی یونسی وزیر اطلاعات دولت اصلاحات هستم و یا همسر شهید حمید باکری که همین ادعا را دارد، نمی‌گوید، اکنون زن یک معلم گیلانی هستم، چرا از اسم شهدا برای مقاصد خود سوءاستفاده می‌کنید». سخنانی که حتی اعتراض چهره اصولگرایی همچون ضرغامی را نیز به همراه دارد. ضرغامی در یادداشتی که در روزنامه جام جم منتشر شد در پاسخ به ذوالنوری می نویسد: «…بدا به حال ما که ماندیم و دیدیم روزگار پوستین وارونه پوشیدن احکام و مسلمات دین از سوی جماعتی طلبکار و مدعی تا از راه رسیده که بر همسران یاران ما بی‌محابا می‌تازند.»

مدعی ترویج گفتمان حقوق بشر اسلامی

در کارنامه سیاسی مجتبی ذوالنوری چه در بعد عملی و چه نظری،‌ مشارکت در نقض حقوق بشر به کرات مشاهده می شود لذا نمی توان انتظار داشت جایی صدایی علیه ناقضان حقوق بشر بلند کرده و یا اعتقادی به حقوق بشر نشان داده باشد. او اما با کارنامه ای غیر قابل دفاع مدعی ترویج گفتمان حقوق بشر اسلامی است. ذوالنوری قرآن را مبنای حقوق بشر اسلامی معرفی کرده و می گوید: «ما مبنای حقوق بشر را قرآن کریم و دین مقدس اسلام می دانیم به این دلیل معتقدیم که بشر نمی تواند برای خودش منبع خوبی باشد تا قانون گذرای کند. کسی که قانونگذار است باید علم جامع و کامل داشته باشد در حالی که بشر هیچ گاه علم جامع و کامل نداشته، ندارد و نخواهد داشت.»

او در تشریح دیدگاههایش در حوزه حقوق بشر می گوید: «ما می توانیم در حوزه حقوق بشر گفت‌وگویی را با دیگران از موضع برتر انجام دهیم. قطعا ما می توانیم در جایگاه مدعی، بازپرس، قاضی و کسی که کیفر خواست علیه قدرت های غربی صادر می کند، قرار بگیریم زیرا مبانی حقوق بشر اسلامی بسیار قوی است.»

این مدعی ترویج گفتمان حقوق بشر اسلامی،‌ قضات رشوه گیر را مستحق اعدام معرفی کرده و می پرسد: « چه اشکالی دارد که برخی قضات رشوه‌ بگیر اعدام شوند؟ » او در همین زمینه خواهان اصلاح قوانین است تا بتوان مفسدان اقتصادی را بعنوان مفسد فی الارض به اعدام محکوم کرد.

اطلاعاتی از وضعیت خانوادگی و روابط خانوادگی ذوالنوری با دیگر رجال سیاسی ایران در دست نست.