درصحن: معلوم نیست چرا برخلاف معمول، نام فامیلی مادر و خاندان مادری را بجای نام فامیلی پدر بر خود گزیده است. «خاتمی» نام مادری اوست. پدرش سید مهدی مروی و مادرش طیبه خاتمی نوه هاشم خاتمی از خانواده های شناخته شده سمنان است. احمد خاتمی، سواد غیر حوزوی بسیار محدودی دارد. چراکه با اتمام کلاس پنجم ابتدایی او را به حوزه علمیه فرستادند تا درس حوزوی بخواند. خودش می گوید در کنار درس حوزوی مقطع راهنمایی را خوانده و امتحان داده برخی درس های دبیرستان را هم خوانده ولی امتحان نداده. از این رو با علمای نسل قدیم حوزه که تحصیلات کلاسیک نداشتند، وجه اشتراک دارد.

احمد خاتمی تا قبل از خرداد ۱۳۷۶ چهره شناخته شده ای نبود. یک روحانی معمولی در حوزه علمیه قم مثل هزاران طلبه دیگری که شهریه می گیرد و به منبر و تحصیل مشغول است. همزمان با روی کار آمدن سید محمد خاتمی و شکل جنبش اصلاحات او نیز که همنام رئیس جمهور وقت بود توانست از حوزه انتخابیه کرمان راهی مجلس خبرگان شود. اما از آن خاتمی تا این خاتمی فاصله بسیار بوده و هست. از همان مقطع، صدا و سیما که در اختیار علی لاریجانی بود، او را کشف کرد و هر از گاهی برای کوبیدن سید محمد خاتمی و دولت اصلاحات او را به تلویزیون می اورد تا کم کم برای مردم شناخته شود.

سخنان تند و ادبیات نه چندان دیپلماتیک او اگرچه به کام طرفداران جنبش اصلاحات خوش نمی آمد ولی توانست دل رهبر ایران را به دست آورد تا مدتی بعد او را به امامت جمعه تهران منصوب کند تا تریبونی با صدایی بلندتر در اختیار او قرار دهد که همه صدایش را بشنوند.

او متولد ۱۳۳۹ است لذا پیش از انقلاب فعالیت چشمگیری نداشته است تنها خودش مدعی است که در پی یکی از سخنرانی هایش در سمنان، تحت تعقیب قرار می گیرد لذا از سمنان فرار می کند و به قم می رود و از آنجا نیز به کردستان می رود. بعد از انقلاب بیشتر به کارهای فرهنگی و تحصیل مشغول بوده و باز در جریان جنگ نمی توان فعالیتی در خور از او در تاریخ انقلاب اسلامی و تاریخ هشت سال جنگ ایران و عراق ردی از او پیدا کرد.

سخنرانی هایی شدید الحنی که معمولا با بیرون زدن رگ گردن اش همراه است، سبب شد که خیلی زود به هیات رئیسه مجلس خبرگان راه پیدا کند و به قولی سری میان سران نظام برای خود دست و پا کند. در انتخابات دوره چهارم مجلس خبرگان، از حوزه انتخابیه تهران وارد مجلس خبرگان شد و الان خود را برای مجلس پنجم خبرگان آماده می کند.

برای حجاب باید خون ریخته شود

برای سید احمد خاتمی در حرف زدن هیچ حد و مرزی وجود ندارد، هر حرفی را بر زبان می اورد و از اینکه چهره ای افراطی معرفی شود، ابایی ندارد. موضع او در ضرورت خونریزی برای احیای حجاب اسلامی در کشور از جمله این موضع گیری هاست او در جلسه ای در جمع طلاب قم، دولت را به خاطر کوتاهی در برخورد با بی حجابی مورد انتقاد قرار داده و می گوید: «هیچ یک از مسئولان به فکر حل کردن و پیدا کردن راه حل برای این مشکل نبوده و به نظر می‌رسد دیگر با کار فرهنگی نمی‌توان جلوی بدحجابی در جامعه را گرفت و فکر می‌کنم برای حل این مسأله باید خون‌های پاکی ریخته شود تا این معضل از جامعه ما ریشه کن شود.» چند ماهی پس از این سخنان و همزمان با موج اسیدپاشی به دختران جوان اصفهانی، او بیش از هر آیت الهی در مضان اتهام قرار گرفت که فتوایی این کار را صادر کرده است. او در واکنش به این اتهام موضع خود را توضیح داده و می گوید: «در رابطه با مساله حجاب در آن مقطع این را گفته بودم که هیچ مسئولی در این لحظه زیر بار مسئولیت نمی‌رود. روسای قوا زیر بار مسئولیت نمی‌روند و انگار مساله حجاب را مساله حساب نمی‌کنند. آنچنان که انقلاب سوم با شهادت شهید مظلوم، شهید بهشتی و یارانش، انقلاب را از شر نفاق بیمه کرد و انقلاب سوم لقب گرفت و این خون‌های پاک ریخته شد و منافقین فراری شدند و شرشان از کشور کنده شد، من با آن الگو گفتم که کار مساله حجاب به جایی می‌رسد که باز باید خون‌های پاکی ریخته شود تا اینکه این ارزش اسلامی جاوید شود. گفتم خون‌های پاک، الان هم تصریح می‌کنم به شهادت شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی و البته نگرانی امروز بنده به مراتب بیشتر از گذشته است.»

سران جنبش سبز مصادیق محاربند

مسابقه برای نشستن بر صدر لیست علمای بابصیرت، سبب شده تا علمایی همچون سید احمد خاتمی از به زبان راندن هیچ اتهامی علیه رهبران جنبش سبز، کوتاهی نکنند. این عضو مجلس خبرگان که وظیفه نظارت بر عملکرد رهبری را برعهده دارد در سخنانی می گوید: «اینها (موسوی-کروبی) مصداق محاربه هستند، ولی مشمول رأفت نظام قرار گرفتند. نظام اسلامی فقط آمد و رفت‌ها و ارتباطات موبایلی و تلفنی آنها را محدود کرد. در خانه خودشان امکانات در اختیارشان است. البته حصر، حصر است. نمی‌گوییم که بهشت است، اما نظام با رأفت با آنها برخورد کرد و الان هم با رأفت برخورد می‌کند.» او در سخنرانی دیگری رهبران جنبش سبز با باغی می خواند و می گوید: اینکه مقام معظم رهبری می‌فرمایند فتنه گران سرمایه حضور ۸۵ درصدی مردم را تباه کردند دلیلش همین است که آنها با آبروی نظام بازی کردند. در این عرصه (باغی بودن سران جنبش سبز) تشخیص قاضی دادگاه مهم است و تشخیص‌های دیگر حرف اول را نمی‌زند و قاضی باید نظر دهد که آیا اینها باغی هستند یا خیر؛ اما فقه ما می‌گوید «الباغی من خرج علی امام عادل» که بر این اساس باغی آن کسی است که خروج بر امام عادل داشته باشد. ما نیز امروز مقام معظم رهبری را رهبری عادل می‌دانیم.

حرام است زنها مسابقه شنای مردان را تماشا کنند!

این عضو مجلس خبرگان دست پرورده علمای حوزه علمیه قم همچون آیت الله مشکینی، آیت الله خزعلی، آیت الله حسن زاده املی، آیت الله جوادی آملی، آیت الله ابراهیم امینی، آیت الله میرزا هاشم آملی، آیت الله اشتهاردی و آیت الله بنی فضل است. اسامی اساتید او نشان می دهد که او درس خود را خوب فراگرفته و درست همان راهی را می رود که اساتید او همچون خزعلی و مشکینی و جوادی آملی طی کرده اند. او در تشریح دیدگاههای فکری خود در یک برنامه تلویزیونی، می گوید: «حتی برنامه‌های ورزشی و علمی ماهواره هم با جاذبه سکس است. زن‌ها حق ندارند به تماشای مسابقات شنا و کشتی که از سیمای ملی پخش می‌شود بنشینند. نفرمایید خب چرا تلویزیون می‌گذارد! تلویزیون فیلم‌های ورزشی را می‌گذارد و قرار هم نیست که هر برنامه‌ای را هر کسی ببیند. البته همین جا تأکید می‌کنم که تلویزیون باید موازین شرعی را در برنامه‌هایش رعایت کند. ما هیچ‌گاه توجیه‌گر نیستیم. اما سخن این است تکلیف این خانمی که پای تلویزیون نشسته این است که وقتی فیلم کشتی جوانان و غیر جوانان را می‌گذارند نگاه نکند.»