درصحن- شوراها- حنیفه ملایی: در۲۶ فروردین ماه امسال معاون سیاسی و امنیتی استانداری سیستان و بلوچستان، علی اصغر میرشکاری، در سخنانی امنیت کنونی استان را در ۳۸ سال گذشته کم سابقه توصیف کرد. به فاصله کمتر از ده روز از این سخنان، درگیری شدیدی بین گروه جیش العدل و نیروهای هنگ مرزی میرجاوه درگرفت که در جریان آن ۱۰ نفر از مرزبانان جان خود را از دست دادند. یکی از سربازان هم که به گفته نجات یافتگان این درگیری زخمی بود به وسیله جیش العدل به اسارت گرفته شد.

این تحول بر خلاف موارد مشابه قبلی بازتاب گسترده ای در رسانه های تحت کنترل حاکمیت ایران نداشت که دلیل آن را می توان نزدیکی به انتخابات و تضاد آن با ادعای پرطمطراق امنیت تفسیر کرد. با این حال، این حادثه بار دیگر  توجهات را به مساله امنیت در شهرهای سیستان و بلوچستان جلب کرد. ریشه های ناامنی در شهرهای بلوچستان کدام اند؟ این ناامنی یا فضای امنیتی چه تاثیری بر زندگی روزمره شهروندان گذاشته و شوراها چه نقشی می توانند در تغییر این وضعیت ایفا کنند؟

ناامنی یا فضای امنیتی؟

بسیاری از فعالین مدنی بلوچستان وجود ناامنی را تایید نمی کنند و به جای آن ترجیح می دهند از فضای امنیتی حرف بزنند. آمارها و شواهد میدانی هم ادعای آنها را تایید می کند. به گفته یک کارشناس امنیتی، سیستان و بلوچستان هجدهمین استان نا امن کشور است. به این ترتیب، این استان از نظر شاخص هایی مانند دزدی، سرقت مسلحانه، قتل و تجاوز و … به مراتب از شهرهایی مانند تهران یا مشهد امن تر است.

شایان از فعالین اجتماعی بلوچستان می گوید: «بلوچستان به خودی خود به لحاظ اجتماعی نا امن نیست اما مجموعه ای از دلایل دست به دست هم داده اند تا تصور ناامنی در این استان در میان مردم شکل بگیرد.»

او به نقش پر رنگ رسانه ها در ساختن این تصویر اشاره می کند: «نقش رسانه‌ها در ناامن جلوه دادن این منطقه بسیار پررنگ بوده است. در بلوچستان بدلیل نبود رسانه های مستقل کلیه خروجی های خبری توسط خود حاکمیت صورت می گیرد. در حالی که مثلا تلویزیون و سینمای ایران بجای قاچاقچی و اشرار معرفی کردن ملت بلوچ و ساخت فیلم هایی مانند دادشاه یا عقرب می توانست فیلم هایی برای معرفی دلاورمردانی  همچون حَمَّل و جیئَند و یا رشادت های زنانی مانند گل بی بی بلوچ (شهنوازی) تهیه کند که با درایت خود لشکر بلوچ ها را که چند ده نفر بودند بر لشکر سیصد نفری انگلیس پیروز کرد.»

به گفته شایان، رسانه های حاکمیت با امنیتی و البته خطرناک نشان دادن بلوچستان هم از آمدن توریست ها به استان جلوگیری می کنند و هم مانع سرمایه گذاری در این منطقه می شوند.

ناامنی بیش از همه شهروندان بلوچستان را آزار می دهد

محمد هم که از فعالین سیاسی بلوچستان است به نکته مهمی اشاره می کند. به عقیده او نوعی نگاه توریستی به امنیت در سیستان و بلوچستان وجود دارد: «هر وقت از ناامنی در بلوچستان حرف زده می شود مساله از نگاه شهروندان شهرهای دیگر و به ویژه اهالی پایتخت دیده می شود. مثلا می گویند بلوچستان برای مسافرت یا کار یا تحصیل چه قدر امن است، اما کمتر مساله امنیت از دیدگاه صدها هزار شهروند بلوچ دیده شده است.»

به عقیده محمد: «مردم رنج دیده سیستان و بلوچستان سال ها است که از احساس ناامنی رنج می برند. شرایط  تحمیل شده بر آنان، وضعیت و محیط اجتماعی بغرنجی را پیش روی آنان قرار داده که تهدید کننده امنیت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و قضایی آنان است.»

او به عنوان نمونه به امنیت اجتماعی اشاره می کند. «امنیت اجتماعی و احساس آن جزئی از حقوق شهروندی و حقوق بشر است در حالی که ایجاد مزاحمت، تهدید، ضرب و شتم و حتی قتل توسط افراد منتسب یا وابسته به نهادهای امنیتی و نظامی در مناطق سکونت اهل تسنن در بلوچستان امری عادی محسوب می شود.»

شایان هم به نقش نهادهای نظامی در توزیع سلاح بین شهروندان و تاثیر آن بر امنیت مردم اشاره می کند و می گوید: «مسئله توزیع سلاح بین مردم همواره توسط فعالان اجتماعی و سیاسی، معتمدین بلوچ، امامان جمعه و مردم عادی مورد انتقاد قرار گرفته ولی نه تنها این خواسته مردم عملی نشده بلکه این ناامنی ها به شکلی عجیب در چند شهر بلوچستان از جمله خاش، ایرانشهر و چابهار به صورت مکرر و زنجیروار وضعیت بدی برای اهالی این شهرها درست کرده است. عجیب از این منظر که مثلا تا چند هفته در خاش آمار آدم کشی، دزدی، سرقت منازل و غیره به شدت افزایش می یابد و یک دفعه متوقف می شود و مثلا در ایرانشهر شروع می شود و تا هفته ها ادامه دارد و اینگونه این اتفاقات ناگوار و ناامنی ها از شهری به شهر دیگر انتقال داده می شود.»

به گفته شایان، این ناامنی ها در موارد متعددی صدای اعتراض مردم را درآورده است. به عنوان نمونه او به اعتراضات مردم چابهار در تابستان سال گذشته اشاره می کند.

چه کسی فضا را امنیتی کرده است؟

یونس از فعالین اهل سنت شهرستان سراوان معتقد است که سیاست های نادرست حاکمیت سبب امنیتی شدن فضای استان شده است. به گفته او: « سیاست های حاکمیت (مانند تبعیض بین سنی و شیعه در استان که منجر بوجود آمدن گروه هایی مانند جیش العدل شده) و بطور اخص سیاست های سپاه پاسداران ناامنی را بر این منطقه تحمیل کرده است.»

او با اشاره به این که هیچ کدام از مسئولین بالای امنیتی استان بلوچ نیستند به تحکیم حضور سپاه پاسداران در دهه گذشته و نتایج آن اشاره می کند: «از سال هشتاد و هشت سپاه پاسداران کلیه مسئولیت های مربوط به امنیت را در بلوچستان بدست گرفت. این کنترل تا حدی پیش رفت که حتی بسیاری از پاسگاه‌ها که سالها در اختیار نیروهای انتظامی بود نیز تحویل سپاه شد و خود سپاه ایست و بازرسی زد و عملا کار نیروی انتظامی را انجام می داد. سپاه حتی برجک های بین راهی که در زمان رژیم پهلوی مورد استفاده قرار گرفته و اکنون متروکه شده بودند را تعمیر و در اختیار گرفت.»

او ادامه می دهد: «زمانی که تسلط سپاه بر استان تکمیل شد، گام بعدی آنها به دست گرفتن کنترل کسانی بود که بنا به دلایلی (معمولا امنیت جانی) بلوچستان را ترک کرده بودند و یا زندگی خودشان را در انزوا در میان کوهها می گذراندند. سپاه پاسداران به بسیاری از آنها قول حمایت، نه تنها جانی بلکه مالی نیز داد تا دوباره برگردند اما با شرط همکاری با این ارگان.»

یونس با اشاره به فرستادن تعدادی از این افراد به جنگ های داخلی سوریه و مسلح کردن بقیه آنها، به نقش این افراد در نا امنی بلوچستان اشاره می کند و می افزاید: «این افراد یا خودسرانه و یا با دستور مقامات مافوق، با اعمال خشونت، عملا در تشدید ناامنی سهم عمده ای را بازی کردند.»

فضای امنیتی و زندگی روزانه شهروندان

امنیتی شدن فضای استان تاثیرات مخربی بر کار و فعالیت های اقتصادی مردم گذاشته است. تاثیراتی که سبب بیکاری و فقر بیشتر شده که به نوبه خود به تداوم چرخه خشونت و ناامنی انجامیده است.

احمد به عنوان نمونه به احداث دیوار و خندق در بخش های بزرگی از مرز بلوچستان با کشورهای همسایه اشاره می کند. به گفته او نهادهای امنیتی میلیاردها تومان تا کنون برای انسداد کامل مرزهای سیستان و بلوچستان هزینه کرده اند و این موضوع باعث ایجاد تبعات بسیار سنگینی چون افزایش فقر و بیکاری برای مردم منطقه شده است. خصوصا که مردم دو سوی مرز یک ملت و یک قوم هستند و زبان و فرهنگ آنها مشترک است و قرابت سببی و نسبی با یکدیگر دارند.

او با اشاره به تبعات اقتصادی این اقدام می گوید: «بسیاری از مردم بلوچ از طریق وارد کردن اجناس از آن سوی مرز و فروش آن امرار معاش می کردند و حالا محل درآمدشان را از دست داده اند.»

شایان هم با اشاره به نتایج ناگوار امنیتی سازی استان برای زندگی شهروندان می گوید: «به طور مشخص چندی پیش در عسلویه بنرهایی در سطح شهر نصب گردید که از مردم خواسته بود به بلوچ ها خانه اجاره ندهند. بنرهایی که طبق متنی که نوشته شده بود، دستور قضایی بود. این در حالی است که کارگران بسیاری از بلوچستان صرفا جهت کار به سایر نقاط ایران می روند و یا می توانم به سخت گیری های نیروهای امنیتی ایران در رابطه با ماشین های پلاک بلوچستان در سایر استان ها اشاره کنم. خودروهایی که با پلاک بلوچستان به شهرهای دیگر ایران می روند بیشتر از بقیه مورد بازرسی و تفتیش قرار می گیرند، که تبعیضی آشکار بر ملت بلوچ است.»

به گفته او غیر از مسافران و کارگران بلوچ، شهروندان شهرهای بلوچستان هم تحت فشار این فضا هستند:« مغازه ها در شهرهایی مانند ایرانشهر تا قبل از غروب باید تعطیل شوند و در بسیاری مواقع در ساعات مشخصی از شب اجازه تردد به افراد و خودروها در داخل شهر داده نمی شود. در این بین، سوءاستفاده ماموران از مردم بیشتر شده و اگر کسی دستگیر شود درخواست مبالغ زیاد خواهد شد  و در صورت عملی نشدن این خواسته بدترین بدرفتاریها با او خواهد شد و چه بسا دستگیر و به زندان محکوم شود. اینها اتفاقاتی هستند که برای نزدیکان و دوستان خود من هم افتاده اند.»

یونس هم بیکاری و فرار سرمایه ها را یکی از نتایج امنیتی سازی فضای استان می داند. او در این باره می گوید: « برای مثال شرکتی به اسم فراز برج نما، که قرارداد بسته بود تعدادی راه روستایی بسازد، پس از شروع پروژه مسئولین امنیتی استان به شرکت گفتند که نمی‌توانید، چون اینجا مباحث امنیتی است. با همین استدلال، اغلب پروژه‌های اطرف «زهک»، «خاش» و «سراوان» و بعد هم اطراف «میلک» را از آن ها گرفتند. شرکت هم، که به‌خاطر این پروژه کلی ماشین‌آلات خریده بود، ورشکسته شد.» یونس می گوید این در حالی است که خود سپاه پاسداران با ساختن اسکله خصوصی در بندر چابهار مشغول تجارت است.

آیا از شوراها کاری برمی آید؟

کمتر از دو هفته دیگر انتخابات شوراهای شهر و روستا در سیستان و بلوچستان مانند سایر نقاط ایران برگزار می شود. وظیفه شوراها رسیدگی به عاجل ترین و مهم ترین مشکلاتی است که زندگی شهری و حق شهروندی را محدود می کنند. به نظر می رسد یکی از مهم ترین این مشکلات در شهرهای سیستان و بلوچستان مساله فضای امنیتی باشد.

شایان به توانایی شوراها برای رفع فضای امنیتی شهرهای سیستان و بلوچستان چندان خوش بین نیست. به عقیده او شوراها امکان نقش آفرینی مهمی ندارند: «زمانی که صاحبان قدرت در یک شهر دویست هزار نفری مانند ایرانشهر تصمیمی داشته باشند صد در صد عملی خواهد شد. حداکثر کاری که شورا می تواند انجام بدهد تشکیل جلساتی با مثلا فرماندار شهرستان و یا فرماندهان نیروهای امنیتی است که مشکلات و خواسته های مردم را مطرح کند.»

یونس با وجود تایید محدودیت ها اما به توانایی شوراها خوش بین تر است. او معتقد است که برخی از مسئولان فعلی استان پذیرایی بیشتری نسبت به مشکلات شهروندان بلوچ نسبت به دولت های قبلی دارند که می تواند زمینه ساز موفقیت شوراها در بحث امنیت باشد: «دولت فعلی کارهایی را در زمینه عمران و آبادانی بلوچستان انجام داده، که هر چند در قیاس با عمق محرومیت شهروندان این استان ناچیز است اما می تواند شروع مناسبی باشد.»

به عقیده او شوراها می توانند با پیگیری بعضی مطالبات مشخص در رفع ناامنی و فضای امنیتی در استان سهیم باشند. او با اشاره به این که تبعیض مذهبی یکی از دلایل گسست شهروندان بلوچستانی است، پیگیری این موارد را به شوراها پیشنهاد می دهد: «اطمینان از احترام به مقدسات اهل سنت در تمامی نهادهای اداری، رفع تبعیض و احقاق حقوق از دست رفته ی اهل سنت، تلاش برای ایجاد فضایی مناسب برای اجرای مراسم مذهبی اهل سنت، و استفاده از علمای میانه رو در امور و تعاملات سیاسی.»

احمد هم با اشاره به این که گشایش اقتصادی و رفع فقر و بیکاری پایه های امنیت را در استان محکم خواهد کرد، خواهان تلاش شوراها برای رونق فضای کسب و کار و تولید استان است. او در این باره می گوید: «با توجه به پتانسیل های موجود ژئوپلیتیکی بلوچستان و راه داشتن ایران به آب های آزاد دنیا تنها از طریق بلوچستان و یا وجود معادن بزرگ سنگ و طلا و … این منطقه می تواند به یکی از پیشرفته ترین استان های ایران تبدیل شود.»

در مجموع، فعالین بلوچ با خوش بینی احتیاط آمیزی به نقش شوراها در تحولات بلوچستان نگاه می کنند. خوش بینی که می تواند امیدوار کننده باشد. از شهرهای بلوچستان هم نشانه های خوبی از مشارکت شهروندان در شوراها به گوش می رسد که مهم ترین آن تعداد زیاد کاندیداهای زن در انتخابات امسال است. بنابه آمار ۱۴۰۷ زن در انتخابات شوراهای شهر و روستای استان سیستان و بلوچستان ثبت نام کرده اند که نسبت به دوره گذشته رشدی ۱۱۷ درصدی را نشان می دهد. این آمار امیدوار کننده را باید در کنار حضور ۷۰ زن در پست های مدیریتی استان قرار داد که در کشور یک رکورد محسوب می شود.

در نهایت باید گفت فعالان سیاسی و اجتماعی بلوچ ممکن است درباره دامنه توانایی های شورا در رفع فضای امنیتی این استان اختلاف نظر داشته باشند اما همه آنها در یک نکته اشتراک نظر دارند و آن این که حضور سپاه پاسداران در استان نه تنها کمکی به حل مساله امنیت نکرده، بلکه با امنیتی کردن فضا خود به مشکلی بزرگ تبدیل شده است. این نکته ای است که در لابه لای سخنان سربسته  مقامات اداری استان هم قابل تشخیص است.