در صحن ـ شوراها ـ ارسلان بیرانوند:  تابستان سال گذشته، انتشار چند عکس در سایت های خبری شهرستان نورآباد دلفان فضای شهر را در بهت و اندوه فرو برد. این عکس ها تعدادی از زنان نورآبادی را نشان می داد که صبح زود و به امید پیدا کردن کار به میدان امام خمینی شهر که محل تجمع کارگران فصلی و ساختمانی است رفته بودند.

انتشار تصاویر این زنان که با سرهای پایین و صورت های استخوانی در گوشه ای از میدان شهر نشسته بودند واکنش های بسیاری را در میان مردم نورآباد ایجاد کرد. بعضی ها بنا به عادت قدیمی به افکار سنتی خود پناه برده و این اتفاق را نشانه از دست رفتن غیرت مردم تلقی کردند.

یکی از کاربران فضای مجازی که چنین نگاهی به مساله داشت در این باره نوشت: « غیرت ما کجا رفته است؟ مادری که بهشت زیر پای او است و باید گرما بخش کانون خانواده و مظهر ظرافت و جمال منزل و تأمین کننده عاطفه اهل خانه باشد، حالا در میدان شهر به انتظار کارگری نشسته است.»

در نقطه مقابل این نوع واکنش ها اما این تصاویر توجه تحصیل کردگان و فعالین اجتماعی نورآباد را به مشکلات و نارسایی هایی جلب کرد که این زنان را مجبور به تجمع در میدان کارگران ساختمانی و فصلی شهر کرده است. مشکلاتی که بیکاری در راس آن ها قرار دارد.

بیکاری در نورآباد دلفان بی داد می کند. بر اساس آمارهای مسئولین، تنها ۱۱ هزار تحصیل کرده بیکار در این شهر وجود دارد. این وضعیت فاجعه بار سبب آواره شدن مردم این شهرستان در خیابان های تهران و نیز دیگر شهرهای استان برای یافتن کار شده است. تا جایی که به گفته فعالین اجتماعی و رسانه ای نور آباد، این شهر به قطب صادرات کارگر روزمزد در کشور تبدیل شده است. به عقیده فعالین اجتماعی نورآباد حضور زندان در میدان برای یافتن کار نشانه بحرانی شدن وضعیت بیکاری و فقر در شهر است.

کارد به استخوان شان رسیده است

احمد که اهل نورآباد است و در دانشگاه تهران در رشته برنامه ریزی شهری تحصیل می کند درباره این اتفاق می گوید: «تصاویری که از زنان شهر ما منتشر شد به طرز جالب و در عین حال دردناکی سه مشکل اصلی مردم در نورآباد یعنی بیکاری گسترده، فقر کمرشکن، و نبود چتر حمایتی برای فقرای شهری را در خود فشرده کرده است.»

به عقیده ی احمد، بیکاری و فقر مشکلاتی هستند که بیشتر مردم نورآباد با آن دست به گریبانند اما این مشکلات  وقتی به اقشار آسیب پذیر جامعه مثل زنان سرپرست خانوار می رسد، ابعاد دردناک تری به خود می گیرد.

لاله هم که باستان شناس است و به گفته خود مدتی را در نورآباد دلفان گذرانده، درباره تصاویر منتشر شده می گوید: « کارگری کردن زنان در مناطق روستایی لرستان و کردستان و کرمانشاه به ویژه وقت کاشت و برداشت موضوعی پذیرفته شده است. اما در سال های گذشته، به علت نابود شدن کشاورزی، بسیاری از این زنان محل امرار معاش خود را از دست داده اند و بعضی از آنها حتی چیزی برای خوردن هم ندارند.»

او ادامه می دهد: «البته کار کردن عار نیست و زن و مرد نمی شناسد اما وقتی در شهری با عقاید سنتی و  مردسالارانه مثل نورآباد تعدادی از زنان ساعت شش صبح به میدان شهر می آیند و دنبال وانت ها و کمپرسی ها می دوند تا کسی آنها را برای یک روز استخدام کند، نشان می دهد که کارد به استخوان شان رسیده است.»

این زنان چه کسانی هستند؟

سعیده از شهروندان نورآباد که تعدادی از این زنان را می شناسد درباره آنها می گوید: «زن هایی که در این عکس ها دیدید عمدتا شوهرهانشان معتاد هستند. از آن دست معتادهایی که دیگر زندگی را رها کرده اند. در واقع این زن ها برای گذراندن زندگی خود و فرزندانشان ناچار به این کار شده اند.»

او ادامه می دهد: «من اطلاع دارم شوهران تعدادی از این زنان به علت نبود کار در نورآباد به تهران رفته و در آن جا به دام اعتیاد کشیده شده اند. آنها قرار بود نان آور خانواده باشند اما حال بار مضاعفی بر دوش زنان و فرزندان خود شده اند.»

سعیده با اشاره به این که پدیده فقر در نورآباد بسیار گسترده است، می گوید: «علاوه بر زنانی که شوهر معتاد دارند، تعدادی از این ها هم کسانی هستند که شوهر خود را از دست داده اند و سرپرست خانواده محسوب می شوند.» به اعتقاد سعیده، در حالی که گذران زندگی برای خانواده های معمولی هم دشوار است باید فهمید که این زنان چه فشاری را تحمل می کنند.

به جای زنان نورآبادی باید از مسئولان شهر انتقاد کرد

اسماعیل که از فعالین اجتماعی نورآباد است، معتقد است که حضور زنان در میدان کار نورآباد را از زاویه دیگری هم می توان نگاه کرد: «من فکر می کنم این موضوع به رغم همه ناگواری اش اتفاق شیرینی می تواند باشد. یک دلیلش چشم امید بریدن از دولت است که آن ها را به تکاپو وا داشته است و دیگر آنکه از این طریق شاهد حضور زن به معنای دقیق کلمه در متن اجتماع خواهیم بود و حضور زن در متن اجتماع به سرعت تمام بند ها و سنت های پوسیده گذشته را از بین می برد.»

اما سعیده دیدگاه اسماعیل را قانع کننده نمی داند. به عقیده او «مشکلی که وجود دارد کار کردن زنان نورآبادی نیست. مشکل، شرایطی است که این زن ها می خواهند در آن کار کنند.»

او ادامه می دهد: «نورآباد به شدت درگیر بیکاری و فقر است. در گذشته به هیچ عنوان ما چیزی به اسم کار روزمزد زنان نداشتیم. در فصل برداشت کشاورزی شاید در ازای سهمی از محصول اینکار انجام می شد، اما اینکه زنان گوشه خیابان بایستند برای کارگری آن هم از نوع ساختمانی، فقط و فقط از زور گرسنگی و فقر است.»

یکی از کابران فضای مجازی هم که به گفته خود تحصیل کرده دانشگاه آزاد و بیکار است درباره این معضل می گوید: «شرایط این زنان مشتی است که نمونه خروار نورآباد است. اینها را ببینید و ماشینهای لوکس رئیس و روسا و دکوراسیون و رابطه بازی و فامیل گرایی و سیاسی کاری آنها را هم ببینید. اینها دنبال کار هستند تا هزینه زندگی و پول شهریه دانشگاه آزاد فرزندانشان را تهیه کنند. فردا هم که بچه هاشان فارغ التحصیل شدند چون کسی را ندارند بیکار می مانند. دسترنج این زنان در واقع برای آقازاده ها است.»

شورا در قبال فقیران شهری نورآباد چه می کند؟

بیکاری گسترده در شهرستان نورآباد سبب ایجاد قشر بزرگی از فقرای شهری شده است. افرادی که نمی توانند حداقل استانداردهای زندگی را برای خود فراهم کنند. در این میان، شرایط زنان فقیر و سرپرست خانوار از بقیه حاد تر است.

احمد با اشاره به نزدیک بودن انتخابات شوراها می گوید: «شورای آینده باید مشکلات زنان بیکاری را که سرپرست خانوار هستند در اولویت خود قرار دهد. به عقیده او حل مشکلات این قشر کار دشواری نیست و برای این کار شورا باید هم یک برنامه کوتاه مدت و هم یک برنامه بلند مدت داشته باشد.»

او ادامه می دهد: «در کوتاه مدت لازم است که بسیاری از هزینه هایی که این افراد می پردازند، از هزینه حمل و نقل و اجاره خانه گرفته تا ویزیت دکتر و شهریه تحصیل فرزندان از روی دوش آنها برداشته شود. این کار به آنها اجازه نفس کشیدن و فکر کردن درباره آینده را می دهد. در بلند مدت هم شورا باید با فراهم کردن زمینه های آموزش فنی حرفه ای و قرار دادن این زنان در اولویت اشتغال، برای آنها درآمد ثابت ایجاد کند.»

به گفته او پرداخت وام به این زنان مشکلی را حل نمی کند چون اغلب آنها بی سواد و فاقد مهارت بوده و به جای صرف وام برای کارآفرینی این پول را صرف پس دادن بدهی ها و یا هزینه های روزمره می کنند.

اسماعیل اما با اشاره به مشکلات ساختاری شهرستان نورآباد می گوید: «واقعیت این است که به دلیل فقر مردم، نهادهایی مثل شهرداری که از راه گرفتن عوارض سرپا هستند، حتی نمی توانند خود را اداره کنند چه برسد به حل مشکلات ساختاری شهر.»

به عقیده او، در این شرایط کار موثری که شورای آینده می تواند انجام دهد این است که ارتباط ها و مکاتبه های گسترده و مداومی را با مقامات مسئول استانی و کشوری انجام داده و به عنوان پارلمان شهری نورآباد خواهان جذب اعتبار و یا اجرای پروژه های تعریف شده برای حل مشکل بیکاری به شکل عام و حل مشکل زنان سرپرست خانواده، به شکل خاص، شوند.

اسماعیل البته معتقد است که شورا به تنهایی نمی تواند این کار را به انجام برساند و در این راه به کمک مردم نیاز دارد. مردم نورآباد می توانند با استفاده از روش های مدنی و غیر خشونت آمیز مانند تجمع، اعتصاب، نامه نگاری، صدای خود را به گوش های کم شنوای مسئولین برسانند و به عنوان یک بدنه اجتماعی از خواسته های مشخص شورای شهر حمایت کنند. او نتیجه می گیرد: مادامی که مردم ساکت باشند کسی صدای آن ها را نخواهد شنید.