درصحن-شوراها-آرش غفوری: انتخابات هزینه دارد و این را کسی نیست که نداند. با اینحال ۴ دهه پس از پیروزی انقلاب در ایران و برگزاری انتخابات گوناگون، هنوز یک مکانیزم اجرایی به منظور شفافیت منابع مالی نامزدهای انتخابات و هزینه هایی که توسط آنها انجام می شود، وجود ندارد. نتیجه این عدم شفافیت، ورود «پول های کثیف» در انتخابات است که زمانی توسط وزیر کشور مطرح شده بود. پول هایی که معلوم نیست چه کسانی و چگونه در یک انتخابات و به نفع کدام نامزد انتخاباتی هزینه می کنند.

آمریکا، پرخرج ترین انتخابات را در جهان برگزار می کند. در انتخابات ریاست جمهوری گذشته تا حدود ۳ میلیارد دلار توسط دو نامزد نهایی خرج شد. این رقم بسیار بیشتر هم می شود اگر هزینه های سایر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، کل اعضای مجلس نمایندگان و یک سوم نمایندگان مجلس سنا را هم به آن اضافه کنیم، بیشتر از ۷ میلیارد دلار. اما ما چگونه می دانیم در این انتخابات ۷ میلیارد دلار هزینه شده است؟ جواب، مکانیزم تهیه شده توسط کمیسیون انتخابات است که احزاب، گروه های سیاسی، نامزدهای انتخاباتی و … را موظف می کند درآمدها و هزینه های مرتبط با انتخابات را در دوره های ۳ ماهه به این کمیسیون گزارش کنند. اطلاعات ارائه شده آزاد و در دسترس عموم است و بر اساس آن وب سایت هایی مانند اپن سیکرت، هزینه های انتخابات را به تفکیک در اختیار عموم قرار می دهند. بر این اساس است که ما می دانیم در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۶، به میزان ۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار خرج شده است. در سایر انتخابات سال ۲۰۱۶ نیز تقریبا به میزان ۴ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار هزینه شده که از کل این ۷ میلیارد، ۳ میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار سهم دموکرات ها و ۳ میلیارد و ۳۰۰ میلیون سهم جمهوری خواهان و بقیه هم سهم سایر احزاب یا افراد بوده است.

حالا بگذارید به انتخابات ایران برگردیم. گفته شده در جریان زلزله اخیر، آستان قدس رضوی که رئیس اش نامزد انتخابات است، «۱۵ هزار پرس قیمه پلو» پخش کرده است. قبل از آن، یک نماینده مجلس از توزیع آرد در استان خوزستان برای تبلیغ رئیسی، انتقاد کرده بود. احمدی نژاد در سال ۱۳۸۸، سیب زمینی پخش می کرد. کسی می داند هزینه این موارد چقدر است؟ این عدم شفافیت البته منحصر به اصول گرایان نیست، اصلاح طلبان هم هزینه های انتخاباتی شان شفاف نیست. آیا کسی از آقای روحانی پرسیده است که در سال ۱۳۹۲ چه میزان خرج کرده بود؟ و یا آقای موسوی در سال ۱۳۸۸ و خاتمی در سال های ۱۳۷۶ و ۱۳۸۰؟

انتخابات خرج دارد، این را همه می دانند، اما پاسخ این سه پرسش معلوم نیست:

۱- چه کسی هزینه نامزدها را می دهد؟

۲- این هزینه ها چقدر هستند؟

۳- چگونه خرج می شوند؟

این سه عنصر، مهمترین موارد شفافیت در تامین مالی یک انتخابات را تشکیل می دهند و عدم شفافیت در هر یک، می تواند منبع فساد باشند.

یک رای دهنده یا یک ناظر بی طرف باید بداند که چه افراد یا افرادی هزینه های نامزدها را تامین می کنند. این افراد می توانند شامل مردم عادی باشند که کمک های مالی کوچک می کنند یا افراد یا گروه هایی که چک های میلیونی می کشند. وقتی شما تامین کنندگان منابع مالی یک نامزد انتخاباتی را بدانید، بهتر می توانید عملکرد او را بررسی کنید و در رای دادن یا ندادن به او چشمان بازتری خواهید داشت. گفته شده بود که یکی از نامزدهای انتخاباتی در سال ۱۳۸۴، از پول یک قاچاقچی برای تامین هزینه های کمپین انتخاباتی اش استفاده کرده است. اگر کسی که قرار است رئیس جمهور یعنی پاسدار قانون اساسی باشد، ریگی در کفش ندارد چرا نباید تامین گنندگان مالی او شناخته شده باشند؟

یک رای دهنده در عین حال باید بداند که یک کمپین چقدر هزینه می کند و اساسا یک انتخابات چقدر خرج دارد. آن وقت می تواند نامزدها را با یکدیگر مقایسه کند و ببیند که یک کمپین با چه هزینه ای، چه دستاوردی داشته است. اگر در ایران هم امکان شفافیت منابع مالی و تامین هزینه های انتخاباتی توسط افراد معمولی که به یک نامزد یا گروه سیاسی اعتقاد دارند، وجود داشت، اتفاقا به هر میزان که یک کمپین می توانست بیشتر درآمد کسب کند – و در عین حال در خرج کردن دست بازتری داشته باشد – نشان دهنده موفقیت و اقبال مردم به این کمپین دانسته می شد، که قابل تقدیر هم بود.

و در نهایت یک رای دهنده باید بداند که این هزینه ها چگونه خرج می شوند. آیا نامزد انتخاباتی می تواند از محل هزینه کمپین، سفر تفریحی برود؟ و یا برای خودش  موارد نامرتبط به کمپین خریداری کند؟ فرمانداری در ایالت ویرجینیا در آمریکا به همین دلایل به زندان محکوم شد، چون هزینه ای را که قرار بود در انتخابات خرج کند، صرف خرید یک ساعت گران قیمت برای همسرش کرد و یا یک نامزد انتخاباتی مورد انتقاد قرار گرفت چون ۴۰۰ دلار از هزینه های کمپین خودش را صرف اصلاح موی سرش کرده بود. اگر ما هم در ایران از شفافیت هزینه های انتخاباتی حتی تا حد هزینه های روزانه خرید خودکار و مداد یک کمپین برخوردار بودم، آیا امکان داشت آرد تبرکی و قیمه پلوی نذری و سیب زمینی مجانی توزیع شود و توزیع کننده مجازات نشوند که هیچ، سودای ریاست جمهوری داشته باشد و یا رئیس جمهور بشود؟ گمان نکنم. آن وقت دیگر وزیر کشور هم لازم نبود از «پول های کثیف» انتخاباتی گلایه کند و بعد که انتقادها بالا گرفت، دیگر داستان را ادامه ندهد. قبل از وزیر کشور، کل کشور می دانستند چه پولی، کجا، توسط چه کسی خرج شده و هزینه آن را هم چه کسی داده است.