روزنامه اعتماد-فاطمه ذوالقدر نماینده تهران در مجلس: یکى از گسترده‏ترین عرصه‌هاى حضور زنان در اجتماع عضویت آنان در شوراهاى اسلامى روستا، بخش، شهر، شهرستان و استان است که از دو جهت حایز اهمیت است. از یک سو نشان‌دهنده اعتماد اقشار مختلف مردم از جمله مردان در سپردن کارهاى مدیریتى به زنان در یک انتخابات آزاد است و از سوى دیگر حضور قدرتمند زنان در مراکز تصمیم‏سازى کلان مناطق است که در توجه به خواسته‌هاى زنان که نیمى از جمعیت کشور را تشکیل مى‏دهند، بسیار موثر است. انقلاب اسلامی فرصتی ایجاد کرد که مشارکت توده‌ای زنان نسبت به قبل از انقلاب افزایش چشمگیری داشته باشد. مشارکت سیاسی و توده‌ای زنان چه در پیروزی انقلاب و چه در حمایت از رزمندگان در طول سال‌های جنگ تحمیلی قابل لمس است، اما درباره مشارکت زنان، نخبگان و سهیم شدن آنها در تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌ها، آن بستری که باید آماده می‌شد، فراهم نشد. اساسا انقلاب اسلامی دنبال ارایه الگو، چهره و نماد جدید از مشارکت سیاسی زنان مسلمان به دنیا بود. بر این اساس، موضوع شوراها اگر چه در قانون اساسى جمهورى اسلامى مطرح شد و مباحث مربوط به آن به سال‌هاى ۵٩ – ۵٨ باز مى‏گردد، لیکن تا سال ١٣٧٧ محقق نشده بود؛ موضوعى که در مهرماه ١٣۵٨ از سوى اعضاى مجلس خبرگان قانون اساسى و در میان اصول ١٠٠ تا ١٠۶، مورد تاکید قرار گرفت و نهایتا نظام شورایى بالاخره پس از سال‌هاى ٧٧-١٣٧۶ و همراه با بحث مشارکت مردمى و جامعه مدنى به صورت جدى مطرح شد و وزارت کشور تصمیم گرفت با وجود همه دشوارى‏ها، شوراها را برپا کند. اگر چه موضوع تشکیل شوراها در نخستین دوره تحت تاثیر جوّ سیاسى و برخى برخوردها میان دو جناح عمده کشور شکل گرفت، لیکن بحث حضور گسترده زنان در این میان فراموش نشد. از یک سال پیش از انتخابات شوراها، موضوع زنان و شرکت آنها مطرح بود، چنان که مسوولان نظام از زنان درخواست کردند به عضویت شوراها در آیند. به نحوی که مدیرکل وقت امور بانوان وزارت کشور نیز از استانداران خواست زنان شاخص منطقه را شناسایى کنند و با برپایى نشست‏هاى توجیهى، انگیزه شرکت ایشان را در انتخابات افزایش دهند. در همین راستا، ستادى از سوى مرکز امور مشارکت زنان تشکیل شد که نخستین مصوبه آن تعیین روز ١٩ آذر به عنوان روز ملى زنان، مشارکت و شوراها به شمار مى‏آمد. بیشترین حضور زنان در شوراهاى شهر به ترتیب در استان‌هاى تهران با ٢٩ نفر، خوزستان ٢۶ نفر، گیلان ٢۵ نفر، اصفهان ٢۴ نفر و کرمان ٢٣ نفر بود.

در نخستین دوره در شوراهاى شهر مراکز سه استان کهگیلویه و بویراحمد، کردستان و ایلام زنان به عضویت اصلى شوراها انتخاب نشدند.در ١٠٩ شهر کشور ١١۴ نفر از بانوان به عنوان نفرات اول یا دوم برگزیده شدند و در مراکز ١۵ استان نیز ایشان به عنوان نفر اول یا دوم در شوراى اسلامى شهر حضور یافتند. در نخستین دوره برگزارى شوراها براساس آمار دفتر امور بانوان وزارت کشور جمع منتخبان زن در شهرها، روستاها و شهرک‏ها ١١٢٠ نفر بود.
عملکرد شوراها در دوره اوّل به ویژه در شهرهاى بزرگ، گاه جنبه سیاسى گرفته که البته بیشتر برخوردها میان «مردان» صورت گرفت و زنان عضو شوراها به شهادت ناظران – اگر میان برخوردهاى مورد اشاره منفعل نمى‏شدند – پیگیر امور و وظایف شورا بودند. در این حال البته نوپایى و نبود تجربه در زمینه تشکیل و فعالیت شوراها در چنین سطح گسترده‏اى، بر ابهام کارنامه دوره اوّلى‏ها مى‏افزود.
این کارنامه براى خیلى‏ها به ویژه در شهرهاى بزرگ، عامل کاهش حساسیت و توجه به موضوع شوراها شد. با این حال در دومین دوره انتخابات شوراهاى اسلامى شهر و روستا، عضویت زنان به دو برابر افزایش یافت که این خود نشانى از عزم زنان براى حضور و مشارکت اجتماعى فارغ از درگیرى‏هاى مردان با یکدیگر است و این مسیر رو به رشد برای مشارکت فعالانه زنان تا به امروز ادامه یافته است.  براساس اهداف مطروحه در اصول مربوط به تشکیل شوراهاى اسلامى شهر و روستا در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران یکی از اهداف پیشبرد سریع برنامه‌هاى اجتماعى، اقتصادى، عمرانى، بهداشتى، فرهنگى، آموزشى و سایر امور رفاهى از طریق همکارى مردم با توجه به مقتضیات محلى، اداره امور هر روستا، بخش، شهر، شهرستان یا استان با نظارت شورایى به نام شوراى ده، شهر، شهرستان، یا استان صورت مى‏گیرد که اعضاى آن را مردم همان محل انتخاب مى‏کنند، است. لذا در شرایطی که زنان جامعه به عنوان قشر پرورش‌دهنده نسل آتی نیمی از جمعیت کشور را به خود تخصیص می‌دهند بنابراین مشارکت آنها در تحقق این اهداف می‌تواند بسیاری از مشکلات آتی را تعدیل و تخفیف نماید.  براساس شاخص‌های توسعه پایدار، نرخ مشارکت فعال در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی فارغ از جنسیت به عنوان یک کلید در مسیر توسعه محسوب می‌شود لذا برای تحقق اهداف توسعه‌ای کشور باید شاخص‌های مشارکت سیاسی زنان بهبود پیدا کند و باید شکاف را کم کنیم؛ چرا که امروز دنیا متوجه شده است، رسیدن به توسعه پایدار، همه‌جانبه و توسعه مشارکت آحاد مردم مقدور و ممکن نیست، مگر آنکه به همه افراد جامعه فرصت مشارکت در تمام فرآیند جامعه داده شود. این موضوع به ویژه برای زنان به دلیل نقش و تاثیری که مشارکت آنها در فرآیند توسعه همه‌جانبه ایجاد می‌کند، از اهمیت بیشتری برخوردار است.  از سویی دیگر با توجه به مبانی اعتقادی درخصوص ایفای مسوولیت اجتماعی، سیاسی و انسانی، تاکید شده است که زنان باید پا به پای مردان در این مسیر حرکت کنند؛ یعنی مسیری که به کمال انسانی منتهی می‌شود، مسیری است که زن و مرد باهم حرکت می‌کنند. نمی‌شود برای پیشرفت یک طرف را متوقف کنیم، بلکه این دو باید در کنار یکدیگر مسیر پیشرفت را طی کنند. اتفاقا در مبانی اعتقادی ما آمده است که مسیر انسانیت و جامعه باید توسط زنان و مردان به صورت همپا و همراه طی شود. در مقایسه با سایر ادیان، بهترین دیدگاه نسبت به مشارکت زنان در جامعه در دین اسلام وجود دارد. وقتی با چنین پشتوانه‌ای آمارها را نگاه می‌کنیم، متاسف می‌شویم که ایران از لحاظ شاخص شکاف جنسیتی در بین ١۴۵ کشور جهان رتبه ١۴٢را دارد. البته وقتی گزارش سال ٢٠١۵ مجمع جهانی اقتصاد را با گزارش سال ٢٠١۶ مقایسه می‌کنیم شاهد هستیم که شاخص مشارکت سیاسی زنان بهبود پیدا کرده، اما در همین آمار مشخص است که نسبت به قبل مشارکت اقتصادی زنان کاهش یافته است. با وجود اینکه در یک دهه گذشته شاخص آموزش زنان ایرانی رشد داشته است، اما رتبه ما در بین ١۴۵ کشور جهان هنوز رتبه مهمی نیست و ١٠۶ام است. این موضوعات در حالی است که قانون اساسی ما هیچ محدودیتی برای مشارکت سیاسی زنان قایل نشده است و آنها می‌توانند در انتخابات‌های شورای شهر و روستا و مجلس شورای اسلامی شرکت کنند یا وزیر، معاون اول و مدیرعامل شوند. در کاندیداتوری زنان برای ریاست‌جمهوری هم تفسیر رجل به معنای آشنا به امور سیاسی کشور مد نظر عده‌ای است که باز هم جای بحث دارد.

پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ٨۴، حرکت رو به جلو برای افزایش مشارکت زنان کند شد، ضمن اینکه تعداد نمایندگان زن در سه دوره انتخابات مجالس هفتم، هشتم و نهم هم این سیر نزولی را نشان می‌دهد، به‌طوری که در مجلس هشتم، ٨ خانم نماینده و در مجلس نهم ٩ خانم نماینده داشتیم اما بعد از انتخابات ٩٢ که میل داریم از دستاورد موفق و اجماعی که در آن به دست آورده‌ایم دفاع کنیم، ‌تصمیم بر این شد که جریان اصلاحات شرکت فعالانه‌ای در انتخابات مجلس داشته باشد و نهایتا به نتیجه‌ای که از این انتخابات حاصل شد، رسیدیم.  همگرایی، همفکری و همدلی برای پیشبرد مطالبات زنان در میان نخبگان سیاسی و کنشگران اجتماعی زن امروزه در میان مسوولان و مدیران به یک اجماع رسیده است و تمام تلاش‌ ما برای طرح موضوع، آگاهی‌سازی و حساس کردن مردم نسبت به مساله افزایش حضور زنان در قدرت است تا مشخص شود که موانع حضور زنان در جایگاه‌های تصمیم‌سازی در بین توده‌های مردم نیست بلکه در قوای مهم کشور است و حکومت باید این بستر را ایجاد کند.  براساس اصل جامعه‌شناختی راه و رسم دولت می‌تواند راه و رسم ملت را تغییر دهد و دولت می‌تواند با وضع قوانین جدید تفکرات و فرهنگ جامعه را تغییر دهد. بر این اساس شرایط و زمینه‌های موجود در جامعه برای حضور و مشارکت زنان در عرصه‌های مختلف به نحوی بوده است که سقف‌های شیشه‌ای حضور و مدیریت زنان را در فعالیت‌های مختلف کمرنگ کرده است و مانعی برای حضور زنان در فعالیت‌های مختلف به خصوص فعالیت‌های سیاسی شده است. ترس از بر عهده گرفتن مسوولیت‌های فرهنگی، سیاسی، عدم تمایل زنان برای حضور در فضاهای مردانه و همچنین تخریب‌های شخصیتی و برخی تصورات نادرست فرهنگی در مورد نقش زنان از مهم‌ترین عوامل برای کمرنگ شدن حضور زنان در عرصه‌های مختلف است.  مشارکت زنان در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی کشور از جمله شوراها و مجلس می‌تواند منشأ خیر و قانونگذاری بهتری برای زنان و خانواده محسوب شود. زنان نقش پررنگ و اثرگذاری در همه سطوح جامعه دارند و این نقش در برخی از زمان‌ها و عرصه‌ها حتی از نقش مردان پررنگ‌تر و مهم‌تر است.  براساس دیدگاه حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری، همواره زنان مقدم‌تر از مردان بوده‌اند، به‌طوری که در همه حرکت‌های انقلابی زنان همپای مردان حضور داشته‌اند.  همان‌گونه که در صدر نیز گفته شد براساس دیدگاه دینی، بین فعالیت و حضور اجتماعی و سیاسی زنان و مردان تفاوتی وجود ندارد. از زمان پیامبر اسلام حضور اجتماعی و اقتصادی زنان به دور از تعصبات و همچنین تبعیض‌های جنسیتی وجود داشته است. در کل تاریخ اسلام، زنان در لایه‌های اجتماعی حضور داشته‌اند و از جریان‌های سیاسی جامعه خود آگاه بودند و احساس مسوولیت می‌کردند.
این نکته حایز اهمیت است که در بحث انتخابات، حضور کمیتی نباید مطرح باشد، بلکه حضور کیفی و عاقلانه، مدبرانه، با تدبیر و آگاهانه باید مطرح باشد. با توجه به اینکه زنان در بحث هدایت‌دهی به افکار خانواده نقش مهمی دارند و رای یک زن رای یک خانواده است لذا باید در زمینه آگاه‌سازی زنان در حوزه سیاسی و اجتماعی توجهی بیش از پیش انجام پذیرد.