در صحن ـ شوراها ـ حمیدی: ثبت‌نام داوطلبان انتخابات شوراها به پایان رسید؛ در آمل نیز تا آخرین دقایق پایانى روز آخر (ششم فروردین) علاقمندان به حضور در این رقابت انتخاباتی و بعدتر، این نهاد مهم واسط میان جامعه و حکومت، برای ثبت‌نام به فرمانداری شهر رفتند.

علاقمندان به حضور در این عرصه نام‌نویسى کرده‌اند و اینک نوبت مراجع چهارگانه است که درباره صلاحیت آنان نظر دهند و هیأت‌ اجرایی و نظارت نیز فهرست نامزدها را نهایی کنند. پس از این، مردم این حق را خواهند داشت که بهترین‌ها را ـ به نظر خود ـ از میان افراد تایید شده، برگزینند و انتخابی اصلح داشته باشند.

توجه و تمرکز اصلی بیشتر رسانه‌ها به کلانشهرها ـ و به‌‌خصوص تهران ـ است؛ این توجه در ماه‌هاى گذشته به‌دلیل برخی اتفاق‌های تلخ و مهم رخ داده در پایتخت (مانند موضوع واگذارى‌هاى غریب و نجومى املاک و آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو و ترافیک و آلودگی تهران) چندان بی‌دلیل نبوده؛ اما تأملی در وضع شوراهای شهرستان‌ها آموزه‌ها و داده‌ها و اخبار ویژه خود را در بر دارد، و فراتر می‌تواند از لایه‌های مهمی از وضع اجتماعی و سیاسی پرده بردارد و ارزیابی‌ها را عمق و گسترش دهد.

شوراها و ویژگی خاص شهرهای کوچک

انتخابات شوراها در شهرهاى کوچک به‌دلیل جمعیت کم و ساختار قومی و طایفه‌گى و فامیلی همیشه متاثر از این ویژگى‌ها بوده و افراد و جریانهاى سیاسی تاکنون و در این چند دوره نتوانسته‌اند براساس آنچه که روى کاغذ محاسبه می‌شود در عمل نتیجه درستى بگیرند. و البته در لابلاى این‌همه، اتفاق‌های نادرى هم رخ می‌دهد که در هیچ معادله و محاسبه‌اى لحاظ نشده است.

از این زاویه، به‌نظر می‌رسد که باید بیشتر نگران این مدل شوراها بود تا افراد و گروه‌هایی سیاسی و تشکیلاتى که با تابلو وارد گردونه رقابت می‌شوند و یا درنهایت، انتخاب. چراکه کنترل و مدیریت و هدایت این دست شوراهاى بی‌نام و نشان براى صاحبان قدرت و منافع، بیشتر و بهتر ممکن است؛ آنهم در شهرهایی که حوادث و تصمیم‌گیریهاى رخ داده در آنها هیچوقت در سطح ملى برجسته نمی‌شود تا اهمیت و همینطور اعداد و ارقام کسب و کار شده در آنجا نشان داده شود. نکته قابل اشاره دیگر اینکه چه بسا این میزان از جابجایی‌هاى مالى در شهرهاى دور از مرکز و به‌اصطلاح در «شهرستان»ها بیش از کلانشهرها باشد و این اهمیت توجه به شوراهاى شهرستان را بیش از پیش برجسته می‌کند.

سفری به آمل

با مقدمه پیش‌گفته، بطور مستقیم به انتخابات شورا در شهرستانى با حدود چهار صد هزار نفر جمعیت شهرى گذرى بکنیم که قرار است براى این دوره باز هم سیزده انتخاب براى شوراى شهر داشته باشند: آمل.

آمل سومین شهر پرجمعیت استان مازندران، پس از بابل و ساری است. شهری در فاصله حدود ۱۸۰ کیلومتری شمال شرق پایتخت. شهرى که از دو ماه پیش، از حضور فرماندار مستقر در شهر بی‌بهره است و به گفته کنشگران مدنی و فعالان سیاسی شهر، در سایه فشارهاى نماینده چند دوره‌اى این شهر در مجلس و تاکید وی بر استقرار فرماندارى مورد تاییدش، فرماندارى شهر توسط یکى از معاونت‌هاى استاندارى اداره می‌شود.

اداره سیاسی ـ اداری سومین شهر بزرگ استان مازندران با فرماندارى ویژه (غیرثابت و نامستقر) جاى تعجب و البته نگرانى دارد؛ به‌خصوص آن که دو انتخابات مهم ریاست جمهوری و شوراها نیز در پیش است.

شهرى که شوراى یکى از روستاهاى آن در همین دوره چهارم، حدود ۷۰۰ میلیون تومان اختلاس کرد. حالا در حالی دو انتخابات مهم ملی و شهری را برگزار می کند که خلاء مدیریت در آن موجب نگرانی شده است.

نامزدهای قابل توجه، ثبت‌نام‌های معنادار

افرادى که برای دوره پنجم شوراهای آمل نامزد شده‌اند، کم نیستند؛ در بین ۱۴۰ نفرى که براى نامزدى در شهر نام‌نویسی کرده‌اند موارد قابل تأمل پرشمار است.

در بین داوطلبان شورای پنجم آمل این افراد رنگارنگ و گونه‌گون به چشم می‌خورند: برخی از فرمانداران دولت احمدى‌نژاد، برخی از مدیران شهرى دولت گذشته و جدید، تعدادى پزشک و مهندس و دکتر از نزدیکان و اعضاى احزاب قدیم و تازه شکل گرفته در این شهر، طلبه جوانى که تجربه بازی در فیلم مستند دارد، یازده نفر از اعضاى فعلى شوراى شهر، رییس شوراى دوره قبل، و برخی از نیروهاى بازنشسته سپاه پاسداران و بی‌شک چهره‌هایی که بی سر و صدا و با چراغ خاموش نام‌نویسى کرده‌اند و نه مثل دیگران با بزرگان طوائف و همفکران سیاسی و تشکیلاتى‌شان و یا به صورت خانوادگى با گرفتن عکس‌هاى یادگارى به استقبال انتخابات رفته باشند.

به‌نظر می‌رسد با توجه به فضاى ذهنى که بر جایگاه شناخت و انتخاب شوراها بعنوان مدیریت و انتخاب مدیر شهرى، شهردار، در ماه‌هاى گذشته برجسته و قابل توجه شده، افرادى که براستى امکان و توان و تخصص این عرصه را دارا هستند اعلام حضور کنند. اما نگاهى به این شخصیت‌ها کمى ذهن را از اصل موضوع دور می‌کند و به این سوْال مهم می‌رساند که «مگر در شورا چه خبر هست» که این‌همه مشتاق و شیفته خدمت براى خود آفریده است؟

چهره‌هاى سیاسی به‌راستى چه سهم و بازى‌ای در مدیریت شهرى می‌بینند که بیشتر ترجیح می‌دهند با همین هویت شناخته شوند، و یا دغدغه یک نیروى مخلص سپاهى براى حضور در شورا چیست؟

و اینکه فرماندار سابق شهر که سال‌هایی عالى‌ترین جایگاه مدیریت شهرى را برعهده داشته چه کار نکرده‌اى دارد که باید به انجام برساند.

و یا مدیرى که تجربه طولانى از مدیریت در دولت گذشته و حال را داشته و حتی در سطح ملى از مدیران برگزیده انتخاب شده و با توجه به توان و هنرش در اداره کل یک وزارتخانه، پیش‌بینى انتصاب مدیریت در سطح استان و یا فراتر از آن را براى علاقمندانش متصور می‌شد چرا به یکباره در اوج محبوبیت استعفا داده و براى شورا دورخیز کرده است؟

کاش رییس شورایی که تجربه حضور و ریاست شورا را برعهده داشته، ابتدا به نقد کارنامه و عملکرد سالهاى پیش خود بپردازد تا مورد انتخاب قرار گیرد.

پزشک خوش‌نامى که با هیأت سیاسى همراه نام‌نویسى می‌کند و سال گذشته نیز براى مجلس نام‌نویسی کرده بود و از نظر شوراى نگهبان قبل از حضور در جلسه مردود شد، باز قرار است چه هزینه‌ای برای شورا صرف کند؟

این‌چنین است آن مهندس و کارگزار سیاسى که مشکل اما و اگر پرونده کارى ایجاد شده برای وی، به‌قدر لازم پتانسیل ردصلاحیت شدن دارد.

یا دکتر جوان آقازاده که اقتصاددان است و بعید به‌نظر می‌رسد حجم روزهاى تدریس و مسئولیت‌هاى متعدد در دانشگاه‌هاى گوناگون مجالى برای وی فراهم کند تا در شهر دورى بزند و از مشکلات آن باخبر شود.

در سطحی دیگر باید به اکثریت اعضاى کنونى شورا اشاره کرد؛ کسانی که هنوز به افکار عمومى و رسانه‌هاى محلى درباره عملکردشان در سالهاى گذشته پاسخ موجه نداده‌اند و باز با تکیه بر نسبت‌هاى قومى و قبیله‌اى عرم شورا کرده و وارد گود شده‌اند.

یا باید به آن نیروى مخلص و انقلابی سپاه پاسداران اشاره کرد؛ جاى نگرانى است که پیشینه نظامی وی به بهاى ناچیزى در مواجهه با عدم‌آگاهى مردم از وی هزینه شود.

دلیل نامزدی بسیاری از این نامزدهای رنگارنگ و مشهور و گمنام چیست؟

ظاهرا در شورا خبرى هست…

به نظر می‌رسد در نازل‌ترین شکل، حجم جابجایی‌هاى ریالى که در مجموعه شهردارى صورت می‌گیرد و داده‌ها و فرصت‌هایی که در اختیار اعضای شورای شهر وجود دارد، شهروندان نه چندان اندکی را وسوسه کرده تا با حضور در دل این نهاد و امکان تصمیم‌گیرى، سهمى در تصمیم‌سازى و روندهای مدیریت شهری داشته باشند.

در سطحی دیگر، برخی از داوطلبان و نامزدهای شوراها، نماینده افراد حقیقى و یا حقوقى آنهایی می‌شوند که برای شورا خواب و خیال سیاسی یا اقتصادی و یا حتی منزلتی دیده‌اند؛ آنهایی که تلاش می‌کنند با ورود به این جمع تصمیم‌ساز شهرى مسیر رشد و توسعه فردی یا باندی یا قبیله‌ای یا گروهی خود را هموار بسازند.

دسترسی به طرح‌های جامع شهرى و اطلاع از مسیر توسعه با سرمایه‌گذاریهاى میان‌مدت و درازمدت، حق راى در انتخاب شهردار با توجه به تعداد اعضا شورا همراه با مطالبات پیش از راى دادن، زد و بند با سرمایه‌گذاران تازه وارد به حوزه قراردادهاى شهرى و پیمانکاران پروژه‌های عمرانی و اجرایی، و باز در نازلترین سطح، استخدام نزدیکان و وابستگان و همفکران در مصادر امور و یا استخدام در مجموعه‌هاى شهردارى و وابسته به آن از جمله مواهب پیداى شورایی شدن برای برخی نامزدهاست. و این مستقل از برخی دیگر وجوه ناپیدای شورا و کارویژه‌های آن است.

صرف‌نظر از آنهایی که با انگیزه‌های ناسالم پا به عرصه رقابت و نامزدی برای انتخابات شوراها گذاشته‌اند، باید امیدوار بود که اکثریت رأی‌دهندگان در روز انتخابات شوراهای پنجم، با انتخابی هوشمندانه و مناسب، گزینه‌های همسو با جامعه و نفرات شایسته و توانمند را وارد ترکیب این نهاد مهم کنند.

زمان مشخص خواهد کرد که آمل چگونه شورایی خواهد داشت و مردم آمل چه انتخابی خواهند کرد.