درصحن-شوراها- مرتضی کاظمیان: تمرکززدایی و تعمیق مشارکت شهروندان در زندگی اجتماعی و اداره امور از مبانی سامان‌یافتن شوراهاست؛ مقوله‌هایی که به‌مثابه اصول نظام دموکراتیک قابل توجه‌اند.

کنش فعال شهروندان برای مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم در اداره امور محل زندگی خود، افزون بر آنکه نوعی تمرین کار جمعی، گفت‌وگو، همفکری، و تساهل و مداراست، روندهای متکی بر «نظر اکثریت» در عین احترام به حقوق اقلیت را در چهارچوب قانون تقویت می‌کند.

گذار از منافع فردی به منافع جمعی، تحقق و تعمیق تضارب آرا، ابراز دیدگاه‌های مختلف درباره زندگی جمعی و مشکلات و کاستی‌های آن، و نیز برآمدن و جلب توجه دیدگاه‌های تخصصی‌تر و مستدل‌تر، برخی از مقوله‌های پیوندخورده با کارویژه‌های شوراست که هم‌زمان روندهای دموکراتیک را توضیح می‌دهد.

این همه می‌تواند شوراها را به امکانی برای گذار از دموکراسی حداقلی به دموکراسی حداکثری تبدیل کند. آنجا که لایه‌های اجتماعی مشارکت در اداره زندگی اجتماعی خود را در متن شوراها تجربه می‌کنند.

شورا، مشارکت و حکمرانی خوب

اگر مشارکت اجتماعی به‌عنوان یکی از لوازم توسعه سیاسی و گسترش دموکراتیزاسیون پذیرفته شود، و اگر توسعه سیاسی واجد مفهوم بسط و تعمیق مشارکت قانونمند شهروندان باشد، در این‌صورت شوراها یکی از بسترهای مهم و لوازم تحقق دموکراسی محسوب خواهند شد.

از منظری دیگر، فراهم‌آوردن امکان «مشارکت» شهروندان، خود یکی از مولفه‌های مهم «حکمرانی خوب» است. به این معنا که شهروندان از امکان مشارکت در اداره جامعه با ابزارهای نهادمند (مانند شوراها) برخوردار باشند. بدیهی است مشارکت مزبور در پیوند با امکان تعامل و گفت‌وگوی آزاد و امن شهروندان در رابطه با مسائل مبتلابه ایشان قرار می‌گیرد.

هرچند در متن ساختارهای مستقر در ایران امروز و نهادهای قدرتمند دیگر، شورا یگانه مولفه و بازیگر نیست، اما با اطمینان می‌توان گفت یکی از بازوهای موثر در تحقق «حکمرانی خوب» و گسترش مشارکت شهروندان در امور اجتماعی است.

شورا و سپهر عمومی

یورگن هابرماس «سپهر عمومی» را عرصه‌ای اجتماعی می‌داند که در آن افراد از طریق مفاهمه، تعامل و استدلال متکی شده بر تعقل، موضع‌گیری‌ها و سوگیری‌هایی پیشه می‌کنند که پیامدهای اجتناب‌ناپذیری بر فرآیند اعمال قدرت حکومت بجا می‌گذارد.

هابرماس از عرصه عمومى به‌مثابه‌ی حلقه مفقوده جامعه مدرن یاد می‌کند؛ مقوله‌ای که مى‌تواند واسطه‌اى میان جامعه مدنى و حکومت باشد.

نه فقط روزنامه‌ها و نشریات و شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی و نیز شبکه‌های اجتماعی آنلاین، بلکه انجمن‌های مستقل و سازمان‌های صنفی و تشکل‌های گوناگون، و نیز «شورا»ها می‌توانند چونان سپهر عمومی ایفای نقش کنند. آنجا که بستری مناسب برای بیان دیدگاه‌های گوناگون و طرح عقاید و نگرش‌ها درباره‌ی موضوعات و مسائل مورد بحث و اختلاف در جامعه فراهم می‌آید.

شوراها می‌توانند چنین کارویژه‌ی ارزشمند و موثری داشته باشند، و فرایند دموکراتیزاسیون را از این منظر نیز تقویت کنند.

تجربه شوراها در فرانسه

در فرانسه، کشوری که از ۱۷۸۹ و با مثلث «آزادی، برابری، برادری» پا به دوران جدید گذاشت و تاریخ سیاسی جهان را نیز از تحولات سیاسی مترتب بر انقلاب خود متأثر کرد، شوراها از طریق شور و مشورت و گفت‌وگو و با دراختیار داشتن شهرداری‌ و دهداری، به امور مربوط به شهر و روستا رسیدگی می‌کنند؛ اموری که از خدمات اقتصادی و اجتماعی گرفته تا اداری و مالی و ورزشی و آموزشی و فرهنگی، و حتی تأمین نظم و امنیت را در بر می‌گیرد.

شوراهای شهر و روستا در فرانسه می‌توانند درباره‌ی همه موضوعات مربوط به منافع محلی اظهارنظر کنند. ضمن‌ اینکه مرجع مهم و معتبری برای همفکری با دولت و انتقال داده و ارزیابی به آن محسوب می‌شوند.

قابل اشاره آن‌که شرکت در انتخابات شوراهای هر شهر و منطقه و روستا، متوقف به سکونت در همان محل است؛ به بیان‌دیگر، این ساکنان هر منطقه هستند که به سبب اطلاع از اولویت‌ها و فرصت‌ها و محدودیت‌ها و امکانات منطقه‌ی خود، اجازه و امکان اظهارنظر و رأی‌دادن و مشارکت در بهبود وضع را دارا هستند. اهالی پاریس نمی‌توانند  در انتخابات شوراهای مارسی شرکت کنند و بالعکس.

تقویت شوراها در فرانسه تا سطح محلی، منجر به تقویت زیرساخت‌های نظام دموکراتیک در فرانسه شده است. هرچند تقویت و تثبیت دموکراسی در پیوند با لوازم متعدد (ازجمله وجود آزادی بیان و عقیده و مطبوعات و احزاب و نهادهای مدنی و نیز برگزاری انتخابات آزاد و سالم) است، اما گسترش شوراها به‌مثابه‌ی امکانی برای کار جمعی و مشارکت مستقیم شهروندان در اداره امور خود و بسط روندهای دموکراتیک و تمرین آنها، قابل اغماض نیست.

دو شاهد اثباتی از تجربه امیدبخش شوراهای اول

ساماندهی سکونتگاه‌های غیررسمی زاهدان یکی از نمونه‌ها و شواهد مهم و از دست‌آوردهای شوراها پس از شکل‌گیری در سال ۱۳۷۷ است. پروژه‌ای که در منطقه به «شیرآباد» مشهور است. با اعتماد به شورا و مشارکت شهروندان، بازسازی یکی از مناطق حاشیه‌نشین زاهدان آغاز شده؛ اتفاقی که بدون همدلی مردم و حضور ریش‌سفیدان منطقه و شورای شهر، متحقق نمی‌شد.

منطقه‌ای آکنده از مسائل و آسیب‌های اجتماعی با تلاش و همراهی سازمان‌های مردم‌نهاد و شورا، به‌سوی تقلیل مشکلات و بهبود وضع هدایت شد.

شاهد دیگر به شورای شهر سنندج مربوط است؛ آنجا که با همیاری شورا و سازمان‌های مردم‌نهاد منطقه، برخی مسائل شهر مورد تأمل و توجه قرار گرفت و برای بهبود وضع، اقدام‌های عملی آغاز شد.

طرح‌هایی چون رابطان بهداشتی، پاک‌سازی پارک‌ها، انتخاب شهروند نمونه (زیر عنوان شهروندمداری و مشارکت‌پذیری) و سامان دادن فضاهای سبز درون محلات ازجمله پروژه‌های مفید و شورانگیزی بودند که ای‌بسا بدون مشارکت شهروندان و تکوین شوراها ممکن نمی‌شدند.

کوی دانشگاه و مواجهه ماندگار شورای اول تهران

شوراها می‌توانند در مقام پاسداری از حقوق اساسی و مدنی شهروندان، موجبی برای تقویت و امیدبخشی نیروهای حامی دموکراتیزاسیون باشند و شوند. تجربه شورای اول تهران در مواجهه با ماجرای حمله به کوی دانشگاه تهران، یک شاهد قابل اشاره است.*

آنجا که پس از وقوع فاجعه (حمله خشونت‌بار نیروهای انتظامی و شبه‌نظامی به خوابگاه دانشجویان در کوی امیرآباد تهران در ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸)، اغلب اعضای وقت شورا در مقام همدلی با دانشجویان آسیب‌دیده به ابراز موضع و اقدام همسو پرداختند.

شورای شهر فردای واقعه خونین بیانیه‌ای صادر کرد و در آن، حمله خشونت‌بار را به‌شدت محکوم کرد. بیانیه مزبور همچنین خواهان رسیدگی به فاجعه کوی و مجازات عوامل آن شد.

در نخستین جلسه علنی پس از رخداد (۲۰ تیرماه) نیز این موضوع مورد انتقاد و اعتراض و ارزیابی اعضای شورا قرار گرفت. شورای پایتخت در مقام پیگیری موضوع حتی «کمیته تحقیق»ی تشکیل داد. شورا تصویب کرد که شهرداری تهران بازسازی خوابگاه‌های ویران‌شده را در اولین امکان آغاز کند.

مواضع و اقدامات شورای شهر چنان مهم و نیز برای اقتدارگرایان برخورنده بود که فرمانده وقت نیروی انتظامی خواستار انحلال شورای شهر تهران شد و تاکید کرد که شورای شهر حق ندارد در موضوع کوی وارد شود و دخالت کند.

هرچند تجربه شورای اول تهران ـ از زوایای دیگر ـ نکته‌های ارزشمندی در حوزه پیچیدگی‌ها و دشواری‌های کار جمعی و شورا در بر دارد، اما دست‌کم در مورد مهم یادشده، آشکارکننده اهمیت شورا برای تقویت دموکراتیزاسیون و حمایت از حقوق اساسی شهروندان است.

گذار به دموکراسی، راهی دراز و زمان‌بر است؛ در این مسیر سخت و پیچیده و طولانی، تحقق شوراها و افزایش مشارکت فعال و موثر شهروندان، یک گام بزرگ و ماندگار و موثر است.

*پی‌نوشت:

«حتما راهی هست»؛ یادداشت‌های صدیقه وسمقی، سخنگوی شورای اول شهر تهران