درصحن: «ما شکست خورده ایم، با وجود سخنرانی های پرهیجانی که انجام می‌دهیم، ظرفیت آتش نشانی ما در این حد است که منجر به از دست دادن حدود ۲۰ نفر از بهترین های این سازمان شده و تعدادی از شهروندان نیز جان خود را از دست دادند.» این سخنان احمد مسجد جامعی عضو شورای شهر تهران است که اخیرا برای قبول مسوولیت در کتابخانه ملی ایران، از سمت خود استعفا داده است.

فروریختن یک ساختمان از ۱۰۰۰ ساختمان ناامن تهران و آواربرداری و کشف اجساد کشته شدگان، ۹ شبانه روز به طول انجامید. در وقوع این حادثه، تمام مسوولان کشوری و لشگری بسیج شدند،‌ تا با مدیریت صحیح بحران، حجم آسیب را کاهش دهند. با تلاش بی وقفه و همه جانبه نیروهای امدادی و نظامی، پس از نه روز آواربرداری تمام و تعداد ۲۳۵ مجروح به بیمارستانها اعزام شدند.

حال فرض کنید:

۱- حادثه نه در ساعت ۸ صبح روز پنج شنبه و در وقت تعطیلی، بلکه در ظهر روز قبل رخ می داد یعنی زمانی که صدها نفر در محل حاضر  و خیابان‌های اطراف در اوج شلوغی بود.

۲- حادثه به طور همزمان برای چند ساختمان ناامن رخ می داد.

۳- حادثه‌ای بزرگتر همچون زلزله، طوفان یا سیل در تهران رخ دهد.

چه فاجعه ای به بار می‌آمد؟

امیر مهدیانی یکی از فرماندهان آتش‌نشانی که در عملیات اطفای حریق و ریزش ساختمان پلاسکوی تهران حضور داشته در سخنان پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران گفته: «آتش‌نشانان دو دقیقه  پس از اعلام حادثه آتش‌سوزی در ساختمان پلاسکو خود را به محل حادثه رساندند و نیروهای کمکی نیز به مرور زمان منتقل شدند…اگر از خودگذشتگی آتش‌نشانان وجود نداشت و اطفای حریق صورت نمی‌گرفت شاید ساختمان پلاسکو دو ساعت زودتر فرو می‌ریخت و صدها نفر در زیر آوار می‌ماندند.» یعنی در حالتی که بقیه شهر در امنیت بسر می‌برده آنها توانسته اند خود را دو دقیقه ای به محل حادثه برسانند و عملیات اطفای حریق را آغاز کنند و نیروهای کمکی به مرور به جمع آنها اضافه شده است. حال اگر حادثه‌ای مثل زلزله در تهران رخ می‌داد که همه شهر به هم ریخته بود، چقدر طول می‌کشید نیروهای امدادی برسند؟ تاخیر نیروهای امدادی را چگونه می توان جبران کرد؟

محمد رضا آریامنش معاون پژوهشکده زلزله شناسی معتقد است در صورت وقوع زلزله در شهر تهران بیش از ۵ میلیون نفر جان خود را از دست خواهند داد. او می‌گوید: «زلزله در شهر تهران قطعی است و میزان شدت آن بین ۷ تا ۸ دهم ریشتر خواهد بود. زمان بازگشت زلزله در تهران هر ۱۷۳ سال است. از آخرین زمان بازگشت وقوع زلزله ۱۵ تا ۲۰ سال می‌گذرد و ما باید هر لحظه آماده وقوع آن باشیم.»

تجربه زلزله بم، و تجربه وقوع حوادث خرد و کلان در کشور نشان می‌دهد که ظرفیت تیم‌های امدادی محدود و ضعف مدیریت بحران مشهود است. مسوولیت جبران این ضعف در حیطه دولت، مجلس و قوه قضاییه به عنوان ارکان اصلی کشور است اما آنچه روشن است این‌که عزم و اراده کافی در نهادهای کلان کشور برای حل این معضلات وجود ندارد، که اگر داشت، کشور پرحادثه‌ای مثل ایران نمی‌بایست با فقر امکانات امدادرسانی مواجه باشد. سرخو عضو شورای شهر تهران می‌گوید برای اطفای حریق در ساختمان پلاسکو ما نیازمند هلی کوپتر آتش نشان و امداد هوایی بودیم و با وجود این‌که شهردار مکلف شده بود هلی کوپتر آتش نشان بخرد این کار را نکرده است. بنابراین وقتی با این واقعیت مواجه می‌شویم که دولت و شهرداری نسبت به خرید حتی یک فروند هلی کوپتر آتش نشانی به مبلغ ۱۰ میلیارد تومان خودداری می‌کنند، معنای دیگری نمی تواند داشته باشد جز اینکه بگوییم تقویت امدادرسانی در اولویت دولت و شهرداری نیست. کوتاهی دولت و دیگر قوای مسوول، نه تنها رافع مسوولیت شوراها نیست، بلکه مسوولیت آن‌ها را دو چندان می‌کند چرا که از یک سو باید به عنوان صدای مردم،‌ دولت و دیگر نهادهای مسوول را برای جبران کاستی‌ها،‌ تحت فشار بگذارد و از سوی دیگر زمینه‌ای ایجاد کند تا مردم با مشارکت مدنی، نسبت به حل مشکلات اجتماعی، شهری و فرهنگی اقدام کنند.

حفظ امنیت شهروندان، از وظایف اولیه شوراهاست و هر تهدید امنیتی که جان و مال مردم را به خطر اندازد، با ورود مستقیم شوراها باید دفع شود. اینکه بخش عظیمی از بودجه شهرداری به جای تجهیز سازمان آتش نشانی و تقویت نیروهای امدادی و آموزش مردم برای مواجهه با حوادث طبیعی و غیرطبیعی، خرج راهپیمایی اربعین و نصب بیلبوردهای تبلیغاتی در شهر علیه سیاست خارجی دولت و برجام و هزینه های انتخاباتی شهردار و حیف و میل‌های گسترده همچون املاک نجومی شود، در نهایت یک معنا بیشتر ندارد و آن ناکارآمدی شورا و ناتوانی اعضایش در انجام وظایف محوله است.