درصحن-شوراها-روژیار مرادی: اجرایی شدن قانون شوراها در دهه هفتاد  نقطه عطفی در فرایند گسترش نقش مردم در اداره امور محلی بود تا جایی که برخی از صاحب نظران از شوراها به عنوان حکومت‌های محلی تعبیر می‌کردند. اکنون کە  چهار دورە از عمر شوراها می گذرد و نقاط قوت و ضعف این نهاد، آشکار شده، درصدد هستیم که بدانیم شورا با تمام فراز و نشیب‌هایش آیا توانسته به تثبیت حضور زنان در امور اجرایی کمک کند یا نە؟ زنان اندکی در شورای  شهرهای کردستان حضور دارند اما همین تعداد کم هم  با  چالش‌هایی مواجه بودەاند. آیا آنان کارنامە قابل قبولی از نظر دیگران دارند؟ چرا با وجود گذشت شانزدە سال از عمر شوراها، عده‌ای همچنان معتقدند که حضور زنان فقط جنبه صوری داشته و عملا در تصمیم گیری ها با توجه به مردانه بودن ساخت شوراها، نتوانسته اند حضور فعالی داشته باشند؟ چرا بسیاری از خواستەها و مشکلات زنان علی رغم مشارکت شان همچنان به قوت خود باقی ست ؟

در شورای فعلی شهر سنندج دو عضو از مجموع نوزدە عضو اصلی و علی البدل، زن هستند، یعنی تعداد زنان در شورای شهر دە درصد است.  علی رغم آمار بالای بیکاری زنان تحصیلکردە در استان کردستان، با انتصاب شهردار زن در منطقه بهاران، امید به استفاده از زنان در پست های اجرایی اندکی قوت گرفته است.  در حال حاضر آمار درستی از تعداد زنان مهندس در شهر سنندج و استان کردستان موجود نیست، اما وجود زنان تحصیلکردە در رشتەهای مهندسی که حضورشان در شوراها می تواند موثر باشد، نسبتا بالاست. ولی کماکان تعداد زنان در شورا اندک است چرایی این مهم، محور گفتگویی است با دو فعال مدنی منطقه. سارا مدرسی و تارا محمودی به پرسش هایم اینگونه پاسخ داده اند.

تارا محمودی می گوید: باتوجه به تربیت خاص زنان در جامعە سنتی ما، زنانی که در رشته های فنی تحصیل کرده اند، بدلیل تجربه عملی کمتر به نسبت مردان، وعلاقه به کارهای آسانتر و بخصوص پشت میز نشینی، معمولا فاقد تجربه لازم برای کارهای  اجرایی و عمرانی هستند.  اگر چه تعداد زنان تحصیل کرده به صورت کمی افزایش پیدا کرده، اما متاسفانه کیفیت که باید نقش اساسی را در پیشبرد اهداف داشته باشد، همچنان در سطح پایینی قرار دارد. عدم شرکت مهندسین زن در کارهای عمرانی، دید جامعه را نسبت به آنان و بخصوص توانمندی شان، زیر سئوال برده است. گویی مدرک فقط  تزئینی است و جنبە کاربردی ندارد. او می افزاید: غلبە دیدگاهای مردسالارانه و تبعیض آمیز در این زمینه و نبودن شرایط مساعد و برابر کاری برای زنان در تمام عرصەها، موجبات فقدان حضور فعال آنها را در پست های اجرایی فراهم کرده است.

کوتاهی زنان شورا برای تاسیس خانه های امن

سارا مدرسی، فعال حقوق زنان نیز می گوید: گاهی عملکرد زنانی کە بە شورا راه یافتەاند موجب دلسردی نسبت بە حضور کارآمد زنان می شود. بە عنوان مثال  زنان حضور یافته در شورای شهر که قاعدتا باید در جامعه حضور فعال تری داشته و نسبت به شنیدن درد دل سایر زنان و تلاش در جهت قدرتمند کردن نهادهای مردمی به ساختار شکنی و هنجار شکنی در جامعه مردسالار ما بپردازند،  گاها خلاف خواست و نیاز جامعه زنان گام برداشته و صرفا در جهت حفظ جایگاه صوری خود با خواست های مردانه و ضد زن هم آوا شده اند. او در تشریح دیدگاه اش به کوتاهی زنان عضو شوراها در کردستان نسبت به ایجاد خانه های امن برای زنان اشاره کرده و می افزاید: نمایندگان زن، تشکیل خانەهای امن را فقط جزء مسئولیت های سازمان های غیردولتی  می دانند و اعتقاد دارند که با توجه به تابوهای احتماعی جامعه هیچ گاه نباید وارد چنین قضیه ای شوند و یا از طریق شورا بە تسهیل ایجاد خانەهای امن زنان کمک کرد.

سارا مدرسی می گوید: از سویی تعداد کم زنان در شورای شهر، قدرت هرگونه فعالیت سازنده را درصورت تمایل از آنها می گیرد، چراکە همیشە در مقابل مردان در اقلیت هستند و به عبارتی، مسائل زنان، هیچگاه در نظر مردان در اولویت نبوده و معدود زنان حاضر در شوراها نیز نتوانسته اند مسایل زنان را به دغدغه مردان تبدیل کنند.

تارا محمودی در پاسخ به این پرسش که هدف اصلی از تشکیل شوراها افزایش نقش مردم در اداره شهرها بود، آیا شورا در رسیدن به این اهداف موفق بوده، می گوید: هدف دولت از تاسیس شوراها این بود که همان طور که نمایندگان مجلس برای حل مشکلات مردم ورود پیدا می‌کنند، شوراها نیز برای حل مشکلات محلی به عنوان یک قانون‌ گذار محلی و نظارت بر عملکرد نهادهای شهری در کل استان نظارت داشته باشند.  در بسیاری از نقاط  دنیا حتی انتخاب استانداران و مدیران و فرمانداران  با نظر اعضای شورای شهر صورت می‌گیرد، اما شوراهای شهر در ایران فقط امکان  انتخاب شهردار را دارند کە آنهم در موارد بسیاری با فشارهای نهادهای امنیتی و مشکلات و درگیری همراه است . این دخالتها باعث تفرقە و چند دستگی در شوراهاست و موجبات عدم کارایی شوراها را فراهم نموده است.

دلایل بی رغبتی زنان به اعلام کاندیداتوری در انتخابات

سارا مدرسی نیز درتشریح دلایل کم توجهی زنان بە اعلام کاندیداتوری، می گوید: دلایل گوناگونی موجبات این عدم تمایل را فراهم آوردە است ازجمله: نبود فرصت های مناسب اجتماعی و اقتصادی برای زنان، عدم آگاهی اجتماعی خود زنان،  عدم تلاش  به دلیل سرخوردگی های مکرر اجتماعی، ریسک پذیر نبودن تعداد زیادی از زنان به دلیل شرایط  بد اقتصادی و عدم حمایت های مالی لازم از آنها.  او معتقد است  حتی تعداد کمی از این زنان که به هر شکل بە امور اجرایی راه پیدا کرده اند به انجام امور روزمره اکتفا و به نیازهای اساسی جامعه بی توجه هستند.  وی نقش این زنان را بسیار کم و ناکارا می داند و می گوید: اما این ناکارایی ناشی از ناتوانی جنس زن نیست، بلکه بخش اعظم آن ناشی از تحمیل محدودیت های اجتماعی و سیاسی است.

پرسش آخر این گفتگوها، ارائه راهکار برای بالابردن سطح مشارکت سیاسی زنان در انتخابات شوراها و حضور فعالانه تر در مسایل شهری است که سارا مدرسی در پاسخ می گوید: راهی طولانی تا رسیدن به این هدف بزرگ در پیش داریم. از مهمترین کارهایی که در حوزه زنان باید انجام شود ابتدا تلاش در حوزه فردی و خانوادگی  برای تربیت دختران و زنان با اراده و با اعتماد به نفس است که پس از ورود به اجتماع حداقل نسبت به حقوق خود در چهارچوب همین قوانین محدود و ضد زن آگاه باشند. دوم اتحاد جامعه زنان و تشکیل شبکەای منسجم از زنان آگاه و فهیم در جامعه است  که بتواند اهداف زنان را درکوتاه مدت و درازمدت بر مبنای نیاز اکثریت زنان تبیین کردە و بر اساس آن راه های رسیدن به این اهداف را در قالب فعالیت های نرم اجتماعی مشخص نماید.

او می افزاید: در مرحله بعد ضمن تلاش در راه آگاه سازی جامعه نسبت به خواسته های به حق زنان، باید زنان را نسبت به توانمندی های پنهان خود آگاه کرد. باید تلاش شود تا زنان آگاه  بە شوراها راه یابند تا حضور زنان از حالت انفعالی خارج و به مرحله عملی و عینی برسد.  در چنین حالتی به دلیل آمادگی فرهنگی جامعه و بخصوص آمادگی زنان، آنها می توانند در راه انتخاب زنان به عنوان شهردار نیز گام بردارند.

تارا محمودی نیز معتقد است که وجود شهرداران موفق زن در شهرهای دیگر می تواند نشانگر این مهم باشد که زنان در صورت حمایت می توانند حتی موفق تر از مردان عمل کنند. باید توسط نمایندگان تغییرات بنیادینی درقانون شوراها ایجاد شود تا دست اعضای شورای شهر در انجام امور محلی بازتر باشد و از چهارچوب یک سازمان سیاسی، کنترل شده توسط نهادهای امنیتی،  به یک سازمان مردمی تغییر رویه دهد . اعضای شورای  شهر نیز باید یک هماهنگی و وحدت بین خودشان ایجاد کنند، چرا که اگر وحدت بین اعضای شورا ایجاد نشود فعالیت این نهاد، آب درهاون کوبیدن است.